اظهار اسلام مىكنند متهم كرده و آنها را به عنوان يك دشمن به قتل برسانيد و اموال آنها را به غنيمت بگيريد ( تبتغون عرض الحياة الدنيا ) ( 1 ) .
در حالى كه غنيمتهاى جاودانى و ارزنده در پيشگاه خدا است ( * ( فَعِنْدَ اللَّه مَغانِمُ كَثِيرَةٌ ) * ) .
گرچه در گذشته چنين بوديد و در دوران جاهليت جنگهاى شما انگيزه غارتگرى داشت ( * ( كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ ) * ) ( 2 ) .
ولى اكنون در پرتو اسلام و منتى كه خداوند بر شما نهاده است ، از آن وضع نجات يافتهايد ، بنا بر اين به شكرانه اين نعمت بزرگ لازم است كه در كارها تحقيق كنيد ( * ( فَمَنَّ اللَّه عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا ) * ) .
و اين را بدانيد كه خداوند از اعمال و نيات شما آگاه است .
( * ( إِنَّ اللَّه كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ) * ) .
جهاد اسلامى جنبه مادى ندارد
آيه فوق به خوبى اين حقيقت را روشن مىسازد كه هيچ مسلمانى نبايد براى هدف مادى گام در ميدان جهاد بگذارد و به همين دليل بايد نخستين اظهار ايمان را از طرف دشمن بپذيرد ، و به نداى صلح او پاسخ گويد اگر چه از غنائم مادى فراوان محروم گردد زيرا هدف از جهاد اسلامى توسعه طلبى و جمع غنائم نيست ،
هامش
( 1 ) « عرض » ( بر وزن مرض ) به معنى چيزى است كه ثبات و پايدارى ندارد بنا بر اين « عرض الحياة الدنيا » به معنى سرمايههاى زندگى دنيا است كه همگى بدون استثناء ناپايدارند .
( 2 ) در تفسير اين جمله احتمال ديگرى نيز داده شده است و آن اينكه خود شما نيز در آغاز اسلام آوردن چنين وضعى را داشتيد ، يعنى با زبان گواهى به حقانيت اسلام داديد و از شما پذيرفته شد در حالى كه مكنون قلب شما بر كسى روشن نبود .