موانعى همچون بيمارى و زيان و غير آن آنها را از اين كار باز داشت ( 1 ) .
ولى از آنجا كه اهميت جهاد در منطق اسلام از اين هم بيشتر است بار ديگر به سراغ مجاهدان رفته و تاكيد مىكند كه « خداوند مجاهدان را بر قاعدان اجر عظيمى بخشيده است » .
( * ( وَفَضَّلَ اللَّه الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً ) * ) .
اين اجر عظيم در آيه بعد چنين تفسير شده : درجات مهمى از طرف خداوند و آمرزش و رحمت او ( * ( دَرَجاتٍ مِنْه وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً ) * ) .
و اگر در اين ميان افرادى ضمن انجام وظيفه خويش مرتكب لغزشهايى شدهاند و از كرده خويش پشيمانند خدا به آنها نيز وعده آمرزش داده و در پايان آيه مىفرمايد : * ( وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً ) * .
در اينجا به چند نكته بايد توجه كرد :
1 - در آيه فوق سه بار نام « مجاهدان » به ميان آمده ، در نخستين بار مجاهدان همراه با « هدف » و « وسيله » جهاد ذكر شدهاند ( * ( الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّه بِأَمْوالِهِمْ ) * ) و در مرتبه دوم نام مجاهدان فقط با وسيله جهاد ، ذكر شده اما سخنى از هدف به ميان نيامده است ( * ( الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ) * ) و در مرحله آخر تنها نام مجاهدان به ميان آمده است ( المجاهدين . . . ) و اين يكى از نكات بارز بلاغت در كلام است كه چون شنونده مرحله به مرحله به موضوع آشناتر مىشود از قيود و مشخصات آن مىكاهند و كار آشنايى بجايى مىرسد كه تنها با يك اشاره همه چيز معلوم مىشود .
2 - در آيه نخست برترى مجاهدان را بر قاعدان به صورت مفرد ( درجه ) ذكر شده در حالى كه در آيه دوم به صورت جمع ( درجات ) آمده است ،
هامش
( 1 ) تفسير صافى ذيل آيه فوق .