تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
موارد به اصطلاح « غايت داخل در مغيا است » يعنى « حد » نيز داخل در حكم « محدود » است ( 1 ) . 3 - كلمه « ب » كه در « * ( بِرُؤُسِكُمْ ) * » مىباشد طبق صريح بعضى از روايات و تصريح بعضى از اهل لغت به معنى « تبعيض » مىباشد ، يعنى « قسمتى » از سر را مسح كنيد كه در روايات ما محل آن به يك چهارم پيش سر ، محدود شده و بايد قسمتى از اين يك چهارم هر چند كم باشد با دست مسح كرد - بنا بر اين آنچه در ميان بعضى از طوائف اهل تسنن معمول است كه تمام سر و حتى گوشها را مسح مىكنند ، با مفهوم آيه سازگار نمىباشد . 4 - قرار گرفتن « ارجلكم » در كنار « رؤوسكم » گواه بر اين است كه پاها نيز بايد مسح شود نه اينكه آن را بشويند ( و اگر ملاحظه مىكنيم « ارجلكم » بفتح لام قرائت شده بخاطر آن است كه عطف بر محل « * ( بِرُؤُسِكُمْ ) * » است نه عطف بر « وجوهكم » ) ( 2 ) . 5 - كعب در لغت بمعنى برآمدگى پشت پاها و هم بمعنى مفصل يعنى نقطه اى كه استخوان ساق پا با استخوان كف پا مربوط مىشود آمده است ( 3 ) .
هامش
( 1 ) « سيبويه » كه از ادباى مشهور لغت عرب است مىگويد : هر جا ما بعد الى و ما قبل آن از يك جنس باشند ، ما بعد داخل در حكم است و اگر از دو جنس باشند خارج است ( مثلا اگر گفته شود تا آخرين ساعت روز امساك كن مفهومش اين است كه آخرين ساعت را نيز امساك كن و اگر گفته شود تا اول شب امساك كن مفهومش اين است كه اول شب داخل در حكم نيست ) ( المنار جلد 6 صفحه 223 . ) ( 2 ) شك نيست كه در ميان « وجوهكم » و « ارجلكم » فاصله نسبتا بسيار است و لذا عطف بر آن بعيد به نظر مىرسد به علاوه جمع كثيرى از قراء نيز « ارجلكم » را با كسره خوانده‌اند . ( 3 ) در قاموس « كعب » به سه معنى ذكر شده : « برآمدگى پشت پا » و « مفصل » و « قوزكها » كه در دو طرف پا قرار دارند ، اما با توضيحى كه در سنت وارد شده مسلم است كه منظور از قوزكها نيستند ، ولى در اينكه آيا منظور استخوان بر آمده پشت پا يا مفصل است در ميان فقها اتفاق نظر نيست و در هر حال احتياط آنست تا مفصل مسح شود .