به عمل آمد تا آنجا كه حتى پيامبر ص را ( العياذ باللَّه ) متهم به هذيان و بيمارى ! و گفتن سخنان ناموزون كردند ، و شرح آن در كتب معروف اسلامى اعم از كتب اهل تسنن و شيعه نقل شده ( 1 ) شاهد گويايى است بر اينكه بعضى از افراد حساسيت خاصى در مساله خلافت و جانشينى پيامبر ص داشتند و براى انكار آن حد و مرزى قائل نبودند ! .
آيا چنين شرائطى ايجاب نمىكرد كه براى حفظ اسناد مربوط به خلافت و رساندن آن به دست آيندگان چنين پيشبينىهايى بشود و با مطالب ساده اى آميخته گردد كه كمتر جلب توجه مخالفان سر سخت را كند ؟ ! .
از اين گذشته - همانطور كه دانستيم - اسناد مربوط به نزول آيه « * ( الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ ) * » در باره « غدير » و مساله جانشينى پيامبر ص تنها در كتب شيعه نقل نشده است كه چنين ايرادى متوجه شيعه شود ، بلكه در بسيارى از كتب اهل تسنن نيز آمده است ، و به طرق متعددى اين حديث از سه نفر از صحابه معروف نقل شده است .
در پايان آيه بار ديگر به مسائل مربوط به گوشتهاى حرام بر گشته ، و حكم صورت اضطرار را بيان مىكند و مىگويد : « كسانى كه به هنگام گرسنگى ناگزير از خوردن گوشتهاى حرام شوند در حالى كه تمايل به گناه نداشته باشند خوردن آن براى آنها حلال است ، زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است و به هنگام ضرورت بندگان خود را به مشقت نمىافكند و آنها را كيفر نمىدهد » .
هامش
( 1 ) اين حديث در كتاب صحيح بخارى كه از معروفترين كتب اهل تسنن است در چند مورد نقل شده است از جمله « كتاب المرضى » جزء 4 - « كتاب العلم » جزء اول صفحه 22 و در باب جوائز وفد از كتاب جهاد صفحه 118 جزء 2 - و در كتاب صحيح مسلم در جزء 2 صفحه 14 در آخر وصايا و همچنين در كتب ديگر طبق نقل مرحوم شرف الدين در كتاب المراجعات تحت عنوان رزية يوم الخميس آمده است .