شان نزول :
در باره آيه فوق شان نزولهايى ذكر كردهاند كه مناسبتر از همه اين است :
زيد الخير و « عدى بن حاتم » كه دو نفر از ياران پيامبر ص بودند خدمتش رسيدند و عرض كردند : ما جمعيتى هستيم كه با سگها و بازهاى شكارى صيد مىكنيم ، و سگهاى شكارى ما حيوانات وحشى حلال گوشت را مىگيرند ، بعضى از آنها را زنده به دست ما مىرسد و آن را سر مىبريم ، ولى بعضى از آنها بوسيله سگها كشته مىشوند ، و ما فرصت ذبح آنها را پيدا نمىكنيم و با اينكه مىدانيم خدا گوشت مردار را بر ما حرام كرده ، تكليف ما چيست ؟ آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ گفت ( 1 ) .
تفسير : صيد حلال
به دنبال احكامى كه در باره گوشتهاى حلال و حرام در دو آيه گذشته بيان شد در اين آيه نيز به قسمتى ديگر از آنها اشاره كرده و به عنوان پاسخ سؤالى كه در اين زمينه شده است ، چنين مىفرمايد : « از تو در باره غذاهاى حلال سؤال مىكنند ( * ( يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ ) * ) .
سپس به پيامبر ص دستور مىدهد كه نخست به آنها بگويد هر چيز پاكيزه اى براى شما حلال است ( * ( قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ ) * ) .
يعنى تمام آنچه را اسلام تحريم كرده در زمره خبائث و ناپاكها است
هامش
( 1 ) تفسير قرطبى جلد سوم ذيل آيه مورد بحث .