سؤال :
ممكن است كسانى از جمله * ( وَلا يَجِدْ لَه مِنْ دُونِ اللَّه وَلِيًّا وَلا نَصِيراً ) * :
« هيچكس را سرپرست و ياور در برابر گناهان نمىبيند » چنين استدلال كنند كه با وجود اين جمله مساله شفاعت و مانند آن به كلى منتفى خواهد بود و آيه را دليل نفى مطلق شفاعت بگيرند .
پاسخ :
همانطور كه سابقا هم اشاره كردهايم ، معنى شفاعت اين نيست كه شفيعان همانند پيامبران و امامان و صالحان دستگاه مستقلى در برابر خداوند دارند ، بلكه شفاعت آنها نيز به فرمان خدا است و بدون اجازه او ، و شايستگى و لياقت شفاعت شوندگان ، هيچگاه اقدام به شفاعت نخواهند كرد ، بنا بر اين چنين شفاعتى سرانجام به خدا باز مىگردد ، و شعبه اى از ولايت و نصرت و كمك و يارى خداوند محسوب مىشود .
[ سوره النساء ‹ 4 › : آيات 125 تا 126 ]
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَه لِلَّه وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَاتَّخَذَ اللَّه إِبْراهِيمَ خَلِيلًا ‹ 125 › وَلِلَّه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ وَكانَ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطاً ‹ 126 ›
ترجمه :
125 - و دين و آئين چه كسى بهتر است از آن كس كه خود را تسليم خدا كند ، و نيكوكار باشد و پيرو آئين خالص و پاك ابراهيم گردد و خدا ابراهيم را بدوستى خود انتخاب كرد .
126 - و آنچه در آسمانها و زمين است از آن خدا است و خداوند به هر چيزى احاطه دارد .