« احسان ( در اين آيه ) به اين است كه هر عملى در مسير بندگى خدا انجام مىدهى آن چنان باشد كه گويا خدا را مىبينى و اگر تو او را نمىبينى او ترا مىبيند و شاهد و ناظر تو است » .
و ديگر پيروى از آئين پاك ابراهيم است .
( * ( وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً ) * ) ( 1 ) .
در پايان آيه دليل تكيه كردن روى آئين ابراهيم را چنين بيان مىكند كه خداوند ابراهيم را به عنوان خليل خود انتخاب كرد .
( * ( وَاتَّخَذَ اللَّه إِبْراهِيمَ خَلِيلًا ) * ) .
خليل يعنى چه ؟
« خليل » ممكن است از ماده « خلت » ( بر وزن حجت ) به معنى « دوستى » بوده باشد و يا از ماده « خلت » ( بر وزن ضربت ) به معنى « نياز و احتياج » و در اينكه كداميك از اين دو معنى به مفهوم آيه فوق نزديكتر است در ميان مفسران گفتگو است ، جمعى معتقدند كه معنى دوم نزديكتر به حقيقت آيه مىباشد ، زيرا ابراهيم به خوبى احساس مىكرد كه در همه چيز بدون استثنا نيازمند بپروردگار است .
ولى از آنجا كه آيه فوق مىگويد : خداوند اين مقام را به ابراهيم داد استفاده مىشود كه منظور همان معنى دوستى است ، زيرا اگر بگوئيم خداوند
هامش
( 1 ) ملة به معنى « دين و آئين » است تنها تفاوتى كه با يكديگر دارند اين است كه كلمه ملت به خداوند اضافه نمىشود و « ملة اللَّه » نمىگويند ، بلكه به پيامبر ص اضافه مىشود ، در حالى كه كلمه « دين » هم به خدا اضافه مىشود و هم به پيامبر ص و هم به افراد .
« حنيف » به معنى كسى است كه از اديان باطل به سوى حق گرائيده است و شرح تفسير اين كلمه در جلد دوم تفسير نمونه صفحه 461 گذشت .