اصرار و تاكيد قرآن مجيد در اين آيات ، در باره اجتناب از تفرقه و نفاق ، اشاره به اين است كه اين حادثه در آينده در اجتماع آنها وقوع خواهد يافت زيرا هر كجا قرآن در ترساندن از چيزى زياد اصرار نموده اشاره به وقوع و پيدايش آن مىباشد .
پيامبر اسلام نيز اين پيشبينى را قبلا كرد و صريحا به مسلمانان خبر داد كه :
« قوم يهود بعد از موسى 71 فرقه شدند و مسيحيان 72 فرقه و امت من بعد از من 73 فرقه خواهند شد » ( 1 ) .
ظاهرا عدد 70 اشاره به كثرت است و به اصطلاح « عدد تكثيرى » است نه « شمارشى » يعنى در ميان يهود يك طايفه بر حق بودند و « طوائف زيادى » بر باطل ، در ميان مسيحيان طوائف باطل فزونى گرفتند و حق هم چنان در يك طايفه بود ، و در ميان مسلمانان اختلافات باز هم فزونى خواهد گرفت .
و طبق آنچه قرآن مجيد اشاره كرده و پيغمبر اكرم نيز خبر داده بود مسلمانان بعد از وفات او از طريق مستقيم كه يك راه بيش نبود منحرف شدند در عقايد مذهبى و حتى در خود دين پراكنده گشتند و به تكفير يكديگر پرداختند ، تا آنجا كه در ميان آنان گاه شمشير ، و گاه سب و لعن حكومت مىكرد ، كار بجايى كشيد كه بعضى از مسلمانان جان و مال همديگر را حلال ميدانستند و حتى بقدرى ميان مسلمانان عداوت و دشمنى ايجاد شده بود كه بعضى حاضر ميشدند به كفار بپيوندند و با برادران دينى خود جنگ كنند ! .
بدين ترتيب اتحاد و وحدت كه رمز موفقيت مسلمانان پيشين بود به نفاق و اختلاف مبدل گشت ، در نتيجه زندگى سعادتمندانه آنان بيك زندگى شقاوت بار تبديل شد ، و عظمت ديرين خود را از دست دادند .
هامش
( 1 ) - اين روايت بطرق مختلف از شيعه و سنى نقل شده است بطريق شيعه در كتابهاى : خصال ، معانى ، احتجاج ، امالى صدوق ، اصل سليم بن قيس ، و تفسير عياشى ، وارد شده است ، و بطرق اهل تسنن نيز در كتابهاى در المنثور ، و جامع الاصول ، و ملل و نحل نقل شده است .