تفسير چهرههاى نورانى و تاريك
* ( يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه وَتَسْوَدُّ وُجُوه ) * :
به دنبال هشدارى كه در آيات سابق در باره تفرقه و نفاق و بازگشت به آثار دوران كفر و جاهليت داده شد ، در اين دو آيه به نتائج نهايى آنها اشاره مىشود كه چگونه كفر و تفرقه و نفاق و بازگشت به جاهليت ، موجب رو سياهى است و چگونه اسلام و ايمان و اتحاد و صميميت موجب رو سفيدى است .
آيات فوق مىگويد : در روز رستاخيز چهره هايى نورانى و چهره هايى تاريك و سياه خواهد بود . به آنها كه چهرههاى سياه و تاريك دارند گفته مىشود : چرا بعد از ايمان ، راه كفر را پيموديد و چرا بعد از اتحاد در پرتو اسلام ، راه نفاق و جاهليت را پيش گرفتيد ؟ در مقابل آنها مؤمنان متحد ، غرق در درياى رحمت الهى خواهند بود و جاودانه در آن زندگى آرام بخش بسر مىبرند .
بارها يادآور شدهايم كه حالت و كيفيات زندگى انسان و پاداش و كيفرهاى او در جهان ديگر تجسمى از اعمال و روحيات و افكار او در اين جهان است ، و به - تعبير ديگر : هر كارى كه از انسان در اين جهان سر مىزند آثار وسيع و گسترده اى در روح انسان باقى ميگذارد كه در اين دنيا ممكن است به آسانى درك نشود ، ولى در رستاخيز ، پس از دگرگونيها و تكاملهايى كه در آن رخ مىدهد . با واقعيت حقيقى خود جلوه مىكند و چون در آنجا حاكميت و تجلى روح بيشتر است آثار آن حتى در جسم منعكس خواهد شد .
همانطور كه ايمان و اتحاد در اين جهان مايه رو سفيدى است ، و به عكس ، ملت پراكنده و بى ايمان مردمى رو سياهند ، در جهان ديگر اين رو سياهى و رو سفيدى « مجازى » دنيا شكل « حقيقى » به خود مىگيرد ، و صاحبان آنها با