و بايد آن را به منزله موحشترين دشمن سعادت تلقى كرد و در دفع آن كوشيد .
جوامعى كه افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشكيل مىدهند جوامعى عقب افتاده هستند ، زيرا همانطور كه گفتيم حسود هميشه مىكوشد تا ديگران را به عقب بكشد و اين درست بر خلاف روح تكامل و ترقى است .
3 - از همه اينها گذشته حسد اثرات بسيار نامطلوبى روى جسم و سلامت انسان مىگذارد ، و افراد حسود معمولا افرادى رنجور و از نظر اعصاب و دستگاههاى مختلف بدن غالبا ناراحت و بيمارند ، زيرا امروز اين حقيقت مسلم شده كه بيماريهاى جسمانى در بسيارى از موارد عامل روانى دارند ، و در طب امروز بحثهاى مشروحى تحت عنوان بيماريهاى « روانتنى » ديده مىشود كه به اين قسمت از بيماريها اختصاص دارد .
جالب اينكه در روايات پيشوايان اسلام روى اين موضوع تكيه شده است :
در روايتى از على ع مىخوانيم
صحة الجسد من قلة الحسد
« تندرستى از كمى حسد است » و در جاى ديگر ميفرمايد :
« العجب لغفلة الحساد عن سلامة الاجساد
: عجيب است كه حسودان از سلامت جسم خود به كلى غافلند « و حتى در پاره اى از احاديث مىخوانيم كه حسد پيش از آنكه به محسود زيان برساند از حسود شروع مىكند ، و تدريجا او را به قتل مىرساند ! 4 - از نظر معنوى حسد نشانه كمبود شخصيت و نادانى و كوتاه فكرى و ضعف و نقص ايمان است ، زيرا حسود در واقع خود را ناتوانتر از آن مىبيند كه به مقام محسود و بالاتر از آن برسد و لذا سعى مىكند محسود را به عقب برگرداند ، به علاوه او عملا به حكمت خداوند كه بخشنده اصلى اين نعمتها است معترض است و نسبت به اعطاى نعمت به افراد از طرف خداوند ايراد دارد ، و لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم « الحسد اصله من عمى القلب و الجحود لفضل اللَّه تعالى و هما جناحان للكفر و بالحسد وقع ابن آدم فى حسرة الابد و هلك
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٢٤