طولانى ، معمولا حكايت از فطرى بودن آن مىكند ، زيرا رسم و عادت نمىتواند عمومى و دائمى گردد .
از اين گذشته امروز اين حقيقت ثابت شده كه ازدواج افراد همخون با يكديگر خطرات فراوانى دارد يعنى بيمارى نهفته و ارثى را آشكار و تشديد مىكند ( نه اين كه خود آن توليد بيمارى كند ) حتى بعضى ، گذشته از محارم ، ازدواج با اقوام نسبتا دور تر را مانند عموزادهها را با يكديگر خوب نمىدانند و معتقدند خطرات بيمارىهاى ارثى را تشديد مىنمايد ( 1 ) ولى اين مسئله اگر در خويشاوندان دور مشكلى ايجاد نكند ( همانطور كه غالبا نمىكند ) در خويشان نزديك كه « همخونى » شديدتر است مسلما توليد اشكال خواهد كرد .
بعلاوه در ميان محارم جاذبه و كشش جنسى معمولا وجود ندارد زيرا محارم غالبا با هم بزرگ مىشوند و براى يكديگر يك موجود عادى و معمولى هستند و موارد نادر و استثنايى نمىتواند مقياس قوانين عمومى و كلى گردد و مىدانيم كه جاذبه جنسى ، شرط استحكام پيوند زناشويى است ، بنا بر اين اگر ازدواجى در ميان محارم صورت گيرد ، ناپايدار و سست خواهد بود .
سپس به محارم رضاعى اشاره كرده و مىفرمايد : * ( وَأُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ ) * : « و مادرانى كه شما را شير مىدهند و خواهران رضاعى شما بر شما حرامند » .
گرچه قرآن در اين قسمت از آيه تنها به دو دسته يعنى خواهران و مادران رضاعى اشاره كرده ولى طبق روايات فراوانى كه در دست است ، محارم رضاعى منحصر به اينها نيستند ، بلكه طبق حديث معروف كه از پيغمبر اكرم ص نقل شده
هامش
( 1 ) - البته در اسلام ازدواج عموزادهها و مانند آن با يكديگر تحريم نشده زيرا همانند ازدواج با محارم نيست و احتمال بروز حوادثى از اين گونه ازدواجها كمتر است و ما خود شاهد موارد زيادى از اين گونه ازدواجها بودهايم و فرزندانى كه ثمرات اين ازدواجها بودهاند سالم و از نظر فكرى پر استعداد بودهاند .