تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
در آغاز مجازات حبس ابد مقرر گرديد و سپس مجازات اعدام تعيين شد ، آيا بهتر نبود مجازاتهاى ملايمترى در برابر اين گونه اعمال تعيين گردد تا تعادلى در ميان « جرم » و « كيفر » برقرار شده باشد ؟ ! . ولى بايد توجه داشت كه قوانين كيفرى اسلام گرچه ظاهرا سخت و شديد هستند ، ولى در مقابل ، راه اثبات جرم در اسلام به اين آسانى نيست ، و براى آن شرائطى تعيين شده كه غالبا تا گناه علنى نشود آن شرائط حاصل نمىگردد . مثلا : افزايش دادن تعداد شهود را به چهار نفر كه در آيه فوق به آن اشاره شد بقدرى سنگين است كه فقط افراد بىباك و بىپروا ممكن است مجرم شناخته شوند و بديهى است اين چنين اشخاص بايد به اشد مجازات گرفتار شوند تا عبرت ديگران گردند و محيط از آلودگى گناه پاك گردد ، همچنين براى شهادت شهود شرائطى تعيين شده از قبيل رؤيت و عدم قناعت به قرائن ، و هماهنگى در شهادت ، و مانند آن ، كه اثبات جرم را سختتر مىكند . به اين ترتيب اسلام ، احتمال يك مجازات فوق العاده شديد را در برابر اين گونه گناهكاران قرار داده ، و همين احتمال اگر چه ضعيف هم باشد مىتواند در روحيه غالب افراد اثر بگذارد ، اما راه اثبات آن را مشكل قرار داده تا عملا در اين گونه موارد اعمال خشونت بطور وسيع انجام نگيرد ، در حقيقت اسلام خواسته اثر تهديدى اين قانون كيفرى را حفظ كند بدون اين كه افراد زيادى مشمول اعدام شوند . نتيجه اين كه روش اسلام در « تعيين مجازات » و « راه اثبات جرم » روشى است كه حد اكثر تاثير را در نجات جامعه از آلودگى به گناه دارد در حالى كه افراد مشمول اين مجازاتها عملا زياد نيستند و به همين جهت ما از اين روش بعنوان روش « سهل و ممتنع » تعبير كرديم .