نسب ) در ميان دو نفر پيدا مىشود مانند « ولاء عتق » يعنى اگر كسى برده خود را آزاد كند ، و آن برده پس از مرگ هيچ گونه خويشاوند نسبى و سببى از خود به يادگار نگذارد ، اموال او به آزاد كننده او ميرسد ( و اين خود يك نوع تشويق و پاداش براى آزاد كردن بردگان است ) و « ولاء ضمان جريرة » و آن پيمان خاصى بوده كه در ميان دو نفر به خواست و اراده خودشان برقرار ميشده ، و طرفين متعهد ميشدند كه از يكديگر در موارد مختلفى دفاع كنند و پس از مرگ ( در صورتى كه هيچ گونه خويشاوند نسبى و سببى نداشته باشد ) از يكديگر ارث ببرند ، و ديگر « ولاء امامت » است ، يعنى اگر كسى از دنيا برود و هيچگونه وارث نسبى و سببى و غير آنها نداشته باشد ، ميراث او به امام ع و به عبارت ديگر به - بيت المال مسلمين مىرسد .
البته هر يك از طبقات فوق شرائط و احكامى دارند كه در كتب فقهى مشروحا آمده است .
تفسير :
* ( يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * در اين آيه حكم طبقه اول وارثان ( فرزندان و پدران و مادران ) بيان شده است ، و بديهى است كه هيچ رابطه خويشاوندى نزديكتر از رابطه فرزند و پدر نمىباشد ، و لذا قرآن آنها را بر طبقات ديگر ارث مقدم داشته است .
در جمله نخست مىگويد : « خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مىكند كه براى پسران دو برابر سهم دختران قائل شويد » .
قابل توجه اينكه از نظر جمله بندى و طرز بيان ارث دختران اصل قرار داده شده و ارث پسران به صورت فرع و با مقايسه به آن تعيين گرديده ، زيرا مىگويد :
« پسران دو برابر سهم دختران مىبرند » و اين يك نوع تاكيد روى ارث بردن دختران و مبارزه با سنتهاى جاهلى است كه آنها را به كلى محروم مىكردند ( اما