زنان و مردان جهان ( دختران و پسران ) تقسيم ميگردد ، اكنون مجموع درآمد مردان را با مجموع درآمد زنان جهان از راه ارث حساب كنيم ، مىبينيم از اين مبلغ 20 ميليارد سهم مردان ، و 10 ميليارد سهم زنان است ، اما مطابق معمول ، زنان ازدواج ميكنند ، و هزينه زندگى آنها بر دوش مردان خواهد بود و به همين دليل زنان مىتوانند 10 ميليارد خود را پسانداز كنند ، و در بيست ميليارد سهم مردان ، عملا شريك خواهند بود ، زيرا در مورد آنها و فرزندان آنها نيز مصرف مىشود .
بنا بر اين در واقع نيمى از سهم مردان كه 10 ميليارد مىشود صرف زنان خواهد شد ، و با اضافه كردن اين مبلغ به 10 ميليارد كه پسانداز كرده بودند ، مجموعا صاحب اختيار 20 ميليارد - دو سوم مجموع پول دنيا - خواهند بود ، در حالى كه مردان بيش از 10 ميليارد عملا براى خود مصرف نمىكنند .
نتيجه اينكه سهم واقعى زنان ، از نظر مصرف و بهره بردارى دو برابر سهم واقعى مردان است ، و اين تفاوت بخاطر آن است كه معمولا قدرت آنها براى توليد ثروت كمتر است ، و اين يك نوع حمايت منطقى و عادلانه است كه اسلام از زنان به عمل آورده و سهم حقيقى آنها را بيشتر قرار داده اگر چه در ظاهر سهم آنها نصف است .
اتفاقا با مراجعه به آثار اسلامى به اين نكته پىميبريم كه سؤال بالا از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه بيگاه از پيشوايان اسلام در اين زمينه پرسشهايى ميكردند ، و پاسخهايى كه از طرف اين پيشوايان بزرگ ( ائمه اهل بيت ع ) به اين سؤال داده شده غالبا به يك مضمون است ، و آن اينكه « خداوند مخارج زندگى و پرداخت مهر را بر عهده مردان گذارده است به همين جهت سهم آنها را بيشتر قرار داده » .
در كتاب « معانى الاخبار » از امام على بن موسى الرضا ع نقل شده كه در پاسخ اين سؤال فرمود : « اينكه سهم زنان نصف سهم مردان از ميراث است
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩١