تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
اموالى كه تحت سرپرستى او است و يا زندگى او به نوعى به آن بستگى دارد به - دست افراد كم عقل و غير رشيد بسپارد ، و در اين موضوع فرقى در ميان اموال عمومى ( اموال حكومت اسلامى ) نيست ، گواه بر اين موضوع علاوه بر وسعت مفهوم آيه ، و مخصوصا كلمه « سفيه » رواياتى است كه از پيشوايان اسلام در اين زمينه نقل شده است . مثلا : در روايتى از امام صادق ع مىخوانيم كه : « شخصى بنام ابراهيم بن عبد الحميد ميگويد : از امام تفسير آيه » و لا * ( تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ) * « را پرسيدم فرمود : شرابخواران سفيهند و نبايد اموالتان را به آنها بسپاريد » ! ( 1 ) در روايت ديگرى نيز از انتخاب « شارب الخمر » به عنوان امين امور مالى نهى شده است ، خلاصه توصيف شرابخوار به سفاهت كرارا در روايات ديده مىشود ، و اين تعبير شايد به خاطر آن باشد كه شخص شرابخوار هم سرمايه مادى خود را از دست مىدهد ، و هم سرمايه معنوى را ، چه سفاهتى از اين بالاتر كه انسان پول بدهد و عقل و هوش خود را نيز بدهد و ديوانگى خريدارى كند ، قواى مختلف بدنى را نيز بر سر اين كار بگذارد و زيانهاى اجتماعى فراوانى ببار آورد ؟ ! در روايت ديگرى تمام افرادى كه به جهتى از جهات قابل اعتماد نيستند « سفيه » ناميده شده‌اند ، و از سپردن اموال ( شخصى و عمومى ) به آنها نهى شده است : « يونس بن يعقوب » ميگويد : از امام جعفر صادق ع تفسير آيه « * ( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ) * » را پرسيدم فرمود : من لا تثق به « سفيه كسى است كه مورد اعتماد نباشد » . ( 2 ) از اين روايات برميايد كه « سفيه » معنى وسيعى دارد و از سپردن اموال عمومى و خصوصى به آنها نهى شده است ، منتها اين نهى در بعضى از موارد به عنوان تحريم است و در پاره اى از موارد كه درجه سفاهت شديد نيست به معنى كراهت است .
هامش
( 1 ) - تفسير برهان جلد اول ذيل آيه مورد بحث ( 2 ) - تفسير برهان جلد اول ذيل آيه مورد بحث ، و همچنين در تفسير نور الثقلين .