تفسير :
آيات فوق متمم بحثهاى مربوط به يتيمان است كه در آيات پيش سخن از آنها به ميان آمده است .
* ( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ) * :
« اموال و ثروتهاى خود را به دست افراد سفيه نسپاريد » و بگذاريد در مسائل اقتصادى رشد پيدا كنند تا اموال شما در معرض مخاطره و تلف قرار نگيرد .
سفيه كيست ؟
« راغب » در كتاب مفردات ميگويد : سفه ( بر وزن تبه ) در اصل يك نوع كموزنى و سبكى بدن است بطورى كه به هنگام راه رفتن تعادل حفظ نشود ، و به - همين جهت به افسار كه ناموزون است و دائما در حال حركت است « سفيه » گفته مىشود ، و سپس به همين تناسب در افرادى كه رشد فكرى ندارند به كار رفته است خواه سبكى عقل آنها در امور مادى باشد يا در امور معنوى .
ولى روشن است كه منظور از سفاهت در آيه فوق عدم رشد كافى در خصوص امور مالى است به طورى كه شخص نتواند سرپرستى اموال خود را به عهده گيرد ، و در مبادلات مالى منافع خود را تامين نمايد ، و باصطلاح كلاه سرش برود ، شاهد بر اين سخن آيه دوم است كه ميگويد :
« * ( فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوالَهُمْ ) * » : « اگر آنها را رشيد يافتيد اموالشان را به دست آنها بسپاريد » .
بنا بر اين آيه فوق با اينكه در باره يتيمان بحث مىكند ، يك حكم كلى و عمومى براى همه موارد در بر دارد ، كه انسان نبايد در هيچ حال و در هيچ مورد ،