صورت بدهى بر ذمه مرد ميماند ، هم اندوخته اى براى آينده زن محسوب مىشود ، و هم پشتوانه اى براى حفظ حقوق او و از هم نپاشيدن پيمان زناشويى ( البته اين موضوع استثنائاتى دارد ولى آنچه گفتيم در غالب موارد صادق است ) .
و اگر بعضى براى مهر تفسير غلطى كردهاند و آن را يك نوع « بهاى زن » پنداشتهاند ارتباط به قوانين اسلام ندارد ، زيرا در اسلام مهر به هيچ وجه جنبه بها و قيمت كالا ندارد ، و بهترين دليل آن همان صيغه عقد ازدواج است كه در آن رسما « مرد » و « زن » به عنوان دو ركن اساسى پيمان ازدواج به حساب آمدهاند ، و مهر يك چيز اضافى و در حاشيه قرار گرفته است ، به همين دليل اگر در صيغه عقد ، اسمى از مهر نبرند عقد باطل نيست ، در حالى كه اگر در خريد و فروش و معاملات اسمى از قيمت برده نشود مسلما باطل خواهد بود ، ( البته بايد توجه داشت اگر در عقد ازدواج نامى از مهر برده نشود شوهر موظف است كه در صورت آميزش جنسى ، « مهر المثل » يعنى مهرى همانند زنانى كه همطراز او هستند بپردازد ) .
از آنچه گفته شد نتيجه مىگيريم كه مهر جنبه « جبران خسارت » و « پشتوانه براى احترام به حقوق زن » دارد ، نه قيمت و بها و شايد تعبير به « نحله » به معنى « عطيه » در آيه اشاره به اين قسمت باشد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 265
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٦٥