است كه در آيه فوق به آن اشاره شده * ( ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهادُ ) * .
نقاط ضعف و قوت
يكى ديگر از علل پيشرفت بعضى از افراد بى ايمان و عقبماندگى جمعى از مؤمنان اين است كه دسته اول در عين نداشتن ايمان گاهى نقاط قوتى دارند كه در پرتو آن پيروزىهاى چشمگيرى بدست مىآورند ، و دسته دوم در عين داشتن ايمان نقاط ضعفى دارند كه همان موجب عقب افتادگى آنان مىشود .
مثلا : افرادى را مىشناسيم كه در عين بيگانگى از خدا در كارهاى زندگى جدى ، مصمم و داراى پشتكار و استقامت و هماهنگى با يكديگر و آگاهى از وضع زمان هستند .
اين افراد ، در زندگى مادى مسلما پيروزىهايى به دست مىآورند ، و در حقيقت يك سلسله از برنامههاى اصيل دينى را بدون استناد به دين پياده مىكنند .
در مقابل افرادى هستند كه پاىبند به عقائد مذهبى هستند ، ولى بسيارى از دستورات عملى آن را فراموش كردهاند آنها افرادى بىحال ، كم شهامت ، فاقد استقامت و پشتكار و كاملا پراكنده و از هم جدا ميباشند ، مسلما آنها در زندگى مواجه با شكستهاى پى در پى ميشوند . ولى اين شكستها نه به خاطر ايمان آنهاست ، بلكه به خاطر نقاط ضعفى است كه دارند ، آنها گاهى چنين تصور ميكنند كه تنها با خواندن نماز و گرفتن روزه بايد در همه كارها پيروز شوند در حالى كه دين يك سلسله برنامههاى عملى براى پيشرفت در زندگى آورده كه فراموش كردن آنها با شكست و ناكامى همراه است .
خلاصه هر يك از اين دو دسته داراى نقاط ضعف و نقاط قوتى هستند ، كه هر كدام از اينها آثارى دارد منتهى هنگام محاسبه گاهى اين آثار به يكديگر اشتباه ميشوند .