* ( رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) * « بار الها هر كه را تو ( بر اثر اعمالش ) بدوزخ افكنى او را خوار و رسوا ساخته اى ، و اين گونه افراد ستمگر ، ياورى ندارند » .
از اين جمله استفاده مىشود ، كه خردمندان بيش از آنچه از آتش دوزخ مىترسند از رسوايى وحشت دارند ، و همين است حال افراد با شخصيت ، آنها حاضرند همه گونه رنج و ناراحتى را تحمل كنند اما حيثيت و آبروى آنها محفوظ بماند . بنا بر اين دردناكترين عذاب رستاخيز ، براى اين دسته همان رسوايى در پيشگاه خدا ، و بندگان خدا است .
نكته اى كه در جمله « * ( ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) * » نهفته است اين است كه :
خردمندان ، پس از آشنايى با اهداف تربيتى انسان به اين حقيقت ميرسند كه تنها وسيله پيروزى و نجات انسان اعمال و كردار اوست ، و بنا بر اين افراد ستمگر نمىتوانند ياورى داشته باشند . زيرا ياور اصلى را كه عمل پاك است از دست دادهاند و تكيه روى كلمه ظلم يا بخاطر اهميت اين گناه از ميان گناهان است و يا به خاطر آنست كه تمام گناهان بازگشت به ظلم و ستم بر خويشتن مىكند .
البته اين آيه منافاتى با مسئله شفاعت ( به معنى صحيح ) ندارد ، زيرا همانطور كه در بحث شفاعت گفتيم ، شفاعت ، نياز به آمادگى خاصى در شفاعت شونده دارد ، و اين آمادگى ، در پرتو پاره اى از اعمال نيك پيدا مىشود .
* ( رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا ) * صاحبان عقل و خرد ، پس از دريافت هدف آفرينش ، به اين نكته نيز متوجه مىشوند ، كه اين راه پر فراز و نشيب را بدون رهبران الهى ، هرگز نمىتوانند بپيمايند . به همين دليل همواره مترصد شنيدن صداى مناديان ايمان و راستين هستند و تا نخستين نداى آنها را بشنوند به سرعت به سوى آنها مىشتابند ، پس از كنجكاوى و بررسى لازم دعوت آنها را پاسخ مىگويند ، و با تمام وجود خود ، ايمان مىآورند .
و لذا به پيشگاه پروردگار خود ، عرض مىكنند : بار الها ! ما صداى ، منادى توحيد
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 217
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٧