145 مىخوانيم : إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ ولى در آيه مورد بحث ، چون سخن از هر دو طايفه در ميان بوده ، جانب طايفه مؤمنان ، گرفته شده و تعبير به درجه شده است ( اين طرز بيان را در اصطلاح ادبى تغليب مىگويند ) .
و در پايان آيه مىفرمايد : * ( وَاللَّه بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ ) * : خداوند نسبت به اعمال همه آنها بينا است و به خوبى مىداند هر كسى طبق نيت و ايمان و عمل خود شايسته كدامين درجه است .
يك روش مؤثر تربيتى
در قرآن مجيد بسيارى از حقايق مربوط به معارف دينى و اخلاقى و اجتماعى در قالب سؤال ، طرح ميگردد و طرفين مسئله در اختيار شنونده گذارده مىشود تا او با فكر خود يكى را انتخاب كند ، و اين روش كه بايد آن را روش غير مستقيم ناميد ، اثر فوق العاده اى در تاثير برنامههاى تربيتى دارد زيرا انسان ، معمولا به - افكار و برداشتهاى خود از مسائل مختلف بيش از هر چيز اهميت ميدهد ، هنگامى كه مسئله به صورت يك مطلب قطعى و جزمى طرح شود ، گاهى در مقابل آن ، مقاومت بخرج ميدهد و همچون يك فكر بيگانه به آن مينگرد ، ولى هنگامى كه به صورت سؤال طرح شود و پاسخ را از درون و جدان و قلب خود بشنود آن را فكر و تشخيص خود ميداند و بعنوان « يك فكر و طرح آشنا » به آن مينگرد و لذا در مقابل آن مقاومت بخرج نميدهد ، اين طرز تعليم مخصوصا در برابر افراد لجوج و همچنين در برابر كودكان مؤثر است .
در قرآن از اين روش استفاده فراوان شده كه به چند نمونه از آن در اينجا اشاره مىكنيم :
1 - قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ : آيا دانايان با نادانان