زيرا اگر منظور ، مشورت با عموم مسلمانان بوده اختصاص به شش نفر چه معنى دارد ؟ ! و اگر هدف ، مشورت با متفكران امت بوده ، متفكران امت منحصر به اين شش نفر نبودند و افراد پر مايه اى همچون سلمان كه مشاور شخص پيغمبر ص بود و ابو ذر و مقداد و ابن عباس و مانند آنها از دايره اين مشورت بيرون بودند ، بنا بر اين ، منحصر ساختن مشاوران به آن شش نفر بيك دسته بندى سياسى شبيه تر است از يك هيئت مشورتى ، و اگر منظور انتخاب افراد صاحب نفوذ براى مشورت بوده تا رأى آنها مورد قبول ديگران واقع شود ، باز درست نبوده است زيرا شخصيتهايى مانند سعد بن عباده كه رئيس مطلق طايفه انصار بود و ابو ذر غفارى كه شخصيت بزرگ طايفه بنى غفار بود و مانند آنها از اين مشورت بر كنار شده بودند .
ثالثا : مىدانيم براى اين مشورت شرائط سخت و سنگينى قرار داده شده بود و مخالفان تهديد به مرگ شده بودند در حالى كه در برنامههاى مشورتى اسلام چنين چيزى وجود ندارد .
مرحله تصميم نهايى
* ( فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ) * همان اندازه كه بهنگام مشورت بايد ، نرمش و انعطاف بخرج داد ، در موقع اتخاذ تصميم نهايى بايد قاطع بود ، بنا بر اين پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتيجه مشورت ، بايد هر گونه ترديد و دودلى و آراء پراكنده را كنار زد و با قاطعيت تصميم گرفت و اين همان چيزى است كه در آيه فوق از آن تعبير به عزم شده است و آن تصميم قاطع مىباشد .
قابل توجه اينكه در جمله بالا مسئله مشاوره به صورت جمع ذكر شده ( و شاورهم ) ولى تصميم نهايى تنها به عهده پيامبر ص و به صورت مفرد ذكر شده ( عزمت ) .
اين اختلاف تعبير ، اشاره بيك نكته مهم مىكند و آن اينكه : بررسى و