سخنان تو خالى
* ( وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْه فَقَدْ رَأَيْتُمُوه وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ) * :
بعد از جنگ بدر و شهادت پر افتخار جمعى از مسلمانان عده اى در جلسات ، مىنشستند و پيوسته آرزوى شهادت مىكردند كه اى كاش اين افتخار در ميدان بدر نصيب ما نيز شده بود ، مطابق معمول در ميان آنها جمعى صادق بودند و عده اى متظاهر و دروغگو ، و يا در شناسايى خود در اشتباه بودند ، اما چيزى طول نكشيد كه جنگ وحشتناك احد پيش آمد ، مجاهدان راستين با شهامت فوق العاده جنگيدند و شربت شهادت نوشيدند و به آرزوى خود رسيدند اما جمعى از دروغگويان هنگامى كه آثار شكست را در ارتش اسلام مشاهده كردند از ترس كشته شدن ، فرار كردند ، اين آيه آنها را سرزنش مىكند ميگويد شما كسانى بوديد كه آرزوى مرگ و شهادت در راه خدا را در دل مىپرورانديد پس چرا آن موقع كه با چشم خود محبوب خويش را در برابر خود ديديد فرار كرديد ؟
بررسى كوتاهى در علل شكست احد
در آيات فوق تعبيرات جالبى به چشم مىخورد ، كه هر كدام از آنها پرده از روى يكى از اسرار شكست احد بر مىدارد ، به طور خلاصه ، چند عامل مهم دست به دست هم دادند و اين حادثه غمانگيز و در عين حال عبرتآور را به وجود آوردند :
1 - اشتباه محاسبه اى كه براى بعضى از تازه مسلمانان در درك مفاهيم اسلام پيدا شده بود سبب شد كه آنها خيال كنند تنها ابراز ايمان براى پيروزى كافى است و بنا ، بر اين است كه خداوند در تمام ميدانهاى جنگ به وسيله امدادهاى غيبى از آنها حمايت كند ، و به اين ترتيب سنت الهى را در عوامل پيروزى طبيعى و