نكتهها
1 - امتيازات پيامبران
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه اين امتياز ذاتى اگر چه آنها را مجبور به پيمودن راه حق نمىكرد و با مساله اختيار و اراده منافات نداشت ولى باز يك نوع تبعيض محسوب مىشود .
در پاسخ بايد گفت : كه يك آفرينش آميخته با نظام صحيح چنين تفاوتى را ايجاب مىكند ( دقت كنيد ) مثلا بدن انسان يك آفرينش منظم است و براى تامين اين نظام تفاوتهايى در ميان اعضاء بايد باشد اگر تمام سلولهاى تن انسان به ظرافت سلولهاى شبكيه چشم و يا به استحكام و قدرت سلولهاى استخوان ساق پا و يا به حساسيت سلولهاى مغز و يا به تحرك سلولهاى قلب باشد مسلما سازمان بدن به هم مىريزد بلكه بايد سلولهايى همچون مغز در بدن باشد و رهبرى عضلات و اعضاء بدن را به عهده بگيرد و سلولهاى محكم استخوانى استقامت بدن را حفظ كند سلولهاى ظريف و حساس از كوچكترين حوادث آگاه گردد و سلولهاى متحرك جنبش بيافريند .
هيچكس نمىتواند بگويد چرا همه بدن مغز نيست و يا مثلا در گياه چرا همه سلولها به ظرافت و لطافت و زيبايى گلبرگها نمىباشند زيرا چنين وضعى ساختمان گياه را به كلى دستخوش فنا و نيستى مىكند .
ولى نكته قابل توجه اينجا است كه اين امتياز ذاتى كه براى ايجاد يك سازمان منظم نهايت لزوم را دارد ساده نيست ، بلكه توام با يك مسئوليت عظيم به اندازه اين « امتياز » مىباشد . وجود اين مسئوليت سنگين تعادل كفههاى ترازوى خلقت آنها را تامين خواهد كرد ، يعنى به همان نسبت كه پيامبران و رهبران بشر امتياز دارند ، همان اندازه مسئوليت نيز دارند و ديگران كه امتياز متفاوتى دارند مسئوليت كمترى خواهند داشت .