عمومىترين و پيچيده ترين و در عين حال جالبترين قانونى است كه بر ما حكومت مىكند .
براى اين آيه ، تفسير ديگرى نيز هست كه با تفسير گذشته ، منافاتى ندارد و آن مسئله زندگى و مرگ معنوى است ، چه اين كه مىبينيم گاهى افراد با ايمان كه « زندگان حقيقى » هستند از افراد بى ايمان كه « مردگان واقعى » محسوب مىشوند به وجود مىآيند و گاهى به عكس ، افراد بى ايمان از افراد با ايمان متولد مىشوند .
قرآن زندگى و مرگ معنوى را در آيات متعددى به « كفر » و « ايمان » تعبير كرده است .
مطابق اين تفسير ، قرآن مساله به هم ريختن قانون « توارث » را كه بعضى از دانشمندان آن را از قوانين قطعى طبيعت مىدانند ، اعلام مىدارد ، زيرا انسان به خاطر داشتن آزادى اراده مانند موجودات بى جان طبيعت نيست كه تحت تاثير اجبارى عوامل مختلف باشد ، و اين خود يكى از قدرتنمايىهاى خدا است كه آثار كفر را از وجود فرزندان كافر ( آنها كه مىخواهند واقعا مؤمن باشند ) مىشويد ، و آثار ايمان را از وجود فرزندان مؤمن ( آنها كه مىخواهند واقعا كافر باشند ) از بين مىبرد و اين استقلال اراده ، كه حتى مىتواند بر زمينههاى مساعد و نامساعد ارثى پيروز گردد از ناحيه اوست .
همين معنى در روايتى از پيامبر اسلام ص به ما رسيده است چنان كه در تفسير ( الدر المنثور ) از سلمان فارسى نقل شده كه رسول خدا ص در تفسير آيه « * ( تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ . . . ) * » فرمود : يعنى مؤمن را از صلب كافر و كافر را از صلب مؤمن خارج مىسازد .
3 - جمله « * ( وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ ) * » به اصطلاح از قبيل ذكر « عام » بعد از « خاص » است زيرا در جملههاى قبل ، نمونه هايى از روزيهاى خداوند به بندگان ، بيان شده است و در اين جمله مساله ، به صورت كلى و عمومىتر در تمام مواهب و ارزاق ذكر گرديده يعنى نه تنها عزت و حكومت و حيات و مرگ به دست خدا است
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 496
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩٦