خود دور مىسازد محكم مىگويند ( راغب در مفردات مىگويد : حكم ( و حكمه ) در اصل به معنى منع است ) و دانش را از اين جهت حكمت مىگويند كه انسان را از بديها باز مىدارد .
بنا بر اين مراد از « * ( آياتٌ مُحْكَماتٌ ) * » آياتى است كه مفهوم آن به قدرى روشن است كه جاى گفتگو و بحث در آن نيست ، آياتى همچون قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ( 1 ) « بگو او است خداى يگانه » ، لَيْسَ كَمِثْلِه شَيْءٌ ( 2 ) « هيچ چيز همانند او نيست » ، اللَّه خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ ( 3 ) « خداوند آفريننده و آفريدگار همه چيز است » ، لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ( 4 ) « سهم ارث پسر معادل سهم دو دختر است » و هزاران آيه مانند آنها در باره عقايد و احكام و مواعظ و تواريخ ، همه از محكمات مىباشند .
اين آيات ( محكمات ) در قرآن « ام الكتاب » ناميده شده ، يعنى اصل و مرجع و مفسر و توضيح دهنده آيات ديگر است .
واژه « متشابه » در اصل به معنى چيزى است كه قسمتهاى مختلف آن ، شبيه يكديگر باشد ، به همين جهت به جملهها و كلماتى كه معنى آنها پيچيده است و گاهى احتمالات مختلف در باره آن داده مىشود ، « متشابه » مىگويند ، و منظور از متشابهات قرآن همين است ، يعنى آياتى كه معانى آن در به دو نظر پيچيده است ، و در آغاز ، احتمالات متعددى در آن مىرود ، اگر چه با توجه به آيات محكم ، تفسير آنها روشن است .
گرچه در باره محكم و متشابه ، مفسران احتمالات زيادى دادهاند ( 5 ) ولى آنچه
هامش
( 1 ) سوره اخلاص ، آيه 1 .
( 2 ) سوره شورى ، آيه 11 .
( 3 ) سوره زمر ، آيه 26 .
( 4 ) سوره نساء ، آيه 11 .
( 5 ) مرحوم « طبرسى » در « مجمع البيان » پنج تفسير براى آن ذكر كرده ، و « فخر رازى » چهار قول و مرحوم « علامه » در « الميزان » شانزده قول و بالاخره در « البحر المحيط » حدود بيست قول در تفسير آن آمده است .