از نظر درستى و صحت و حقانيت .
از آنچه در باره محكم و متشابه گفتيم معلوم شد كه يك انسان واقع بين و حقيقتجو براى فهم كلمات پروردگار ، راهى جز اين ندارد كه همه آيات را در كنار هم بچيند و از آنها حقيقت را دريابد ، و اگر در ظواهر پاره اى از آيات ، در ابتداى نظر ، ابهام و پيچيدگى بيابد ، با توجه به آيات ديگر ، آن ابهام و پيچيدگى را بر طرف سازد و به كنه آن برسد .
در حقيقت ، « آيات محكم » از يك نظر همچون شاهراههاى بزرگ و « آيات متشابه » همانند جادههاى فرعى هستند ، روشن است كه اگر انسان در جادههاى فرعى ، احيانا سرگردان شود ، سعى مىكند خود را به نخستين شاهراه برساند و از آنجا مسير خود را اصلاح كرده و راه را پيدا كند .
تعبير از محكمات به « * ( أُمُّ الْكِتابِ ) * » نيز مؤيد همين حقيقت است ، زيرا واژه « ام » در لغت به معنى اصل و اساس هر چيزى است و اگر « مادر » را « ام » مىگويند به خاطر اين است كه ريشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشكلات مىباشد و به اين ترتيب ، محكمات ، اساس و ريشه و مادر آيات ديگر محسوب مىگردد .
2 - چرا بخشى از آيات قرآن ، متشابهاند ؟
با اينكه قرآن نور و روشنايى و سخن حق و آشكار است و براى هدايت عموم مردم آمده ، چرا آيات متشابه دارد ؟ چرا محتواى بعضى از آيات آن پيچيده است كه موجب سوء استفاده فتنه انگيزها شود ؟
اين موضوع بسيار با اهميتى است كه شايان دقت است ، بطور كلى ممكن است جهات ذيل ، فلسفه وجود آيات متشابه در قرآن باشد :
الف ) الفاظ و عباراتى كه در گفتگوهاى انسانها به كار مىرود تنها براى نيازمنديهاى روزمره به وجود آمده ، و به همين دليل ، به محض اينكه از دايره زندگى