تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
كه او مىخواست با رؤيت و شهود ، ايمان خود را قوىتر كند آن هم در باره چگونگى رستاخيز نه در باره اصل آن و لذا در آيات گذشته خوانديم كه او با صراحت به نمرود گفت : « پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند » . به همين دليل در ادامه اين سخن ، هنگامى كه خداوند « فرمود : آيا ايمان نياورده اى ؟ » ( * ( قالَ أَ وَلَمْ تُؤْمِنْ ) * ) . او در جواب عرض كرد : « آرى ايمان آوردم ولى مىخواهم قلبم آرامش يابد » ( * ( قالَ بَلى وَلكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ) * ) . گويى خدا مىخواست اين تقاضاى ابراهيم در نظر مردم به عنوان تزلزل ايمان محسوب نشود ، لذا از او سؤال شد مگر ايمان نياورده اى ؟ تا او در اين زمينه توضيح دهد و سوء تفاهمى براى كسى به وجود نيايد . ضمنا از اين جمله استفاده مىشود كه استدلال و برهان علمى و منطقى ممكن است يقين بياورد ، اما آرامش خاطر نياورد ، زيرا استدلال عقل انسان را راضى مىكند ، و چه بسا در اعماق دل و عواطف او نفوذ نكند ( درست مثل اينكه استدلال به انسان مىگويد : كارى از مرده ساخته نيست ولى با اين حال بعضى از افراد . از مرده مىترسند مخصوصا هنگام شب و تنهايى نمىتوانند در كنار مرده بمانند ، زيرا استدلال فوق در اعماق وجودشان نفوذ نكرده اما كسانى كه دائما با مردگان سر و كار دارند و به غسل و كفن و دفن مشغولاند هرگز چنين ترسى را ندارند ) . به هر حال آنچه عقل و دل را سيراب مىكند ، شهود عينى است ، و اين موضوع مهمى است كه در جاى خود بايد شرح بيشترى پيرامون آن داده شود ! تعبير به اطمينان و آرامش نشان مىدهد كه افكار انسانى قبل از وصول به مرحله شهود دائما در حركت و جولان و فراز و نشيب است ، اما به مرحله شهود كه رسيد آرام مىگيرد و تثبيت مىشود .