يك به بدن اصلى خود بوده است تامين نمىشد و طبق بعضى از روايات معروف اين چهار مرغ « طاووس » ، « خروس » ، « كبوتر » و « كلاغ » بودهاند كه از جهات گوناگون با هم اختلاف فراوان دارند و بعضى آنها را مظهر روحيات و صفات مختلف انسانها مىدانند ، طاووس مظهر خودنمايى ، زيبايى و تكبر ، خروس مظهر تمايلات شديد جنسى ، و كبوتر مظهر لهو و لعب و بازيگرى ، و كلاغ مظهر آرزوهاى دور و دراز !
3 - تعداد كوهها
تعداد كوه هايى كه ابراهيم اجزاى مرغان را بر آنها گذارد در قرآن صريحا نيامده است ولى در روايات اهل بيت ع ده عدد معرفى شدهاند و به همين دليل در روايات مىخوانيم : اگر كسى وصيت كند جزئى از مال او را در موردى مصرف كنند و مقدار آن را معين نسازد دادن يك دهم كافى است . ( 1 )
4 - اين حادثه چه موقع اتفاق افتاد ؟
آيا به هنگامى كه ابراهيم در بابل بود يا پس از ورود به شام ، به نظر مىرسد پس از ورود به شام بوده است زيرا سرزمين بابل كوهى ندارد .
5 - معاد جسمانى :
بيشتر آياتى كه در قرآن مجيد در باره رستاخيز وارد شده توضيح و تشريحى براى « معاد جسمانى » است ، اصولا كسانى كه با آيات معاد در قرآن سر و كار دارند مىدانند معاد در قرآن جز به شكل « معاد جسمانى » عرضه نشده است ، به اين معنى كه به هنگام رستاخيز هم اين « جسم » باز مىگردد و هم « روح و جان » ، و لذا در قرآن از آن به « احياء موتى » ( زنده كردن مردگان ) تعبير شده است و اگر رستاخيز تنها جنبه روحانى داشت زنده كردن اصلا مفهومى نداشت .
آيه مورد بحث نيز با صراحت تمام موضوع بازگشت اجزاى پراكنده همين بدن را مطرح مىكند ، كه ابراهيم ع با چشم خود نمونه آن را ديد .
6 - شبهه آكل و ماكول :
از شرحى كه سابقا درباره انگيزه تقاضاى ابراهيم ع نسبت به مشاهده صحنه زنده شدن مردگان ذكر كرديم ( داستان افتادن مرده حيوانى
هامش
( 1 ) تفسير نور الثقلين ، جلد اول صفحه 278 .