نكنند « در خانه شوهر ، باقى بمانند و هزينه زندگى آنها پرداخت شود ( * ( وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراجٍ ) * ) .
البته اين در صورتى است كه آنها از خانه شوهر بيرون نروند « و اگر بيرون روند ( حقى در هزينه و سكنى ندارند ولى ) گناهى بر شما نيست ، نسبت به آنچه در باره خود از كار شايسته ( مانند انتخاب شوهر مجدد بعد از تمام شدن عده ) انجام دهند » ( * ( فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ ) * ) .
در پايان آيه ، گويا براى اينكه چنين زنانى از آينده خود نگران نباشند آنها را دلدارى داده ، مىفرمايد : خداوند قادر است كه راه ديگرى بعد از فقدان شوهر پيشين در برابر آنها بگشايد ، و اگر مصيبتى به آنها رسيده حتما حكمتى در آن بوده است ، زيرا « خداوند توانا و حكيم است » ( * ( وَاللَّه عَزِيزٌ حَكِيمٌ ) * ) .
اگر از روى حكمتش درى را ببندد ، به لطفش در ديگرى را خواهد گشود و جاى نگرانى نيست .
بنا بر آنچه در بالا گفته شد ، معلوم مىشود جمله « يتوفون » در اينجا به معنى مردن نيست ، بلكه به قرينه ذكر وصيت به معنى قرار گرفتن در آستانه مرگ است .
جمله « * ( فَإِنْ خَرَجْنَ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِي ما فَعَلْنَ فِي أَنْفُسِهِنَّ مِنْ مَعْرُوفٍ ) * » مطابق تفسير بالا دليل بر اين است كه پرداختن هزينه زندگى تا يك سال از حقوق زن بر ورثه شوهر مىباشد ، و هر گاه زن به دلخواه خود نخواست در خانه شوهر بماند ، و از نفقه استفاده كند ، كسى مسئوليتى در برابر او نخواهد داشت و نيز اگر بخواهد اقدام به ازدواج تازه كند مانعى ندارد .
ولى بعضى براى اين جمله ، تفسير ديگرى ذكر كردهاند و آن اينكه اگر مدت يك سال را صبر نمود و پس از آن ، از خانه شوهر بيرون رفت و ازدواج نمود ، مانعى ندارد .
مطابق تفسير دوم نگاهدارى عده به مدت يك سال بر زن لازم است ، و مطابق
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢١٢