تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
راه نجاتى براى او نيست ، چرا كه ابزار شناخت ندارد و طبيعى است كه عذاب عظيم در انتظار او باشد .

نكته‌ها :

1 - آيا سلب قدرت تشخيص ، دليل بر جبر نيست ؟

- نخستين سؤالى كه در اينجا پيش مىآيد اين است كه اگر طبق آيه فوق خداوند بر دلها و گوشهاى اين گروه مهر نهاده ، و بر چشمهاشان پرده افكنده ، آنها مجبورند در كفر باقى بمانند ، آيا اين جبر نيست ؟ شبيه اين آيه در موارد ديگرى از قرآن نيز به چشم مىخورد ، با اينحال مجازات آنها چه معنى دارد ؟ پاسخ اين سؤال را خود قرآن داده است و آن اينكه : اصرار و لجاجت آنها در برابر حق و ادامه به ظلم و بيدادگرى و كفر سبب مىشود كه پرده اى بر حس تشخيص آنها بيفتد ، در سوره نساء آيه 155 مىخوانيم : بَلْ طَبَعَ اللَّه عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ : « خداوند بواسطه كفرشان ، مهر بر دلهاشان نهاده » ! و در سوره مؤمن آيه 35 مىخوانيم : كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّه عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ : « اين گونه خداوند مهر مىنهد بر هر قلب متكبر ستمكار » ! و در سوره جاثيه آيه 23 چنين آمده است : أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلى سَمْعِه وَقَلْبِه وَجَعَلَ عَلى بَصَرِه غِشاوَةً : « آيا مشاهده كردى كسى را كه هواى نفس را خداى خود قرار داده ؟ و لذا گمراه شده ، و خدا مهر بر گوش و قلبش نهاده و پرده بر چشمش افكنده است » . ملاحظه مىكنيد كه سلب حس تشخيص و از كار افتادن ابزار شناخت در آدمى در اين آيات معلول عللى شمرده شده است ، كفر ، تكبر ، ستم ، پيروى هوسهاى سركش لجاجت و سرسختى در برابر حق ، در واقع اين حالت عكس العمل و بازتاب اعمال خود انسان است نه چيز ديگر .