تقوا همچون مركبى است راهوار كه صاحبش بر آن سوار است و زمامش در دست او است و تا دل بهشت او راه پيش مىبرد « ! ( 1 ) .
بعضى ، تقوا را به حالت كسى تشبيه كردهاند كه از يك سرزمين پر از خار عبور مىكند ، سعى دارد دامن خود را كاملا برچيند و با احتياط گام بردارد مبادا نوك خارى در پايش بنشيند ، و يا دامنش را بگيرد .
« عبد اللَّه معتز » اين سخن را به شعر در آورده است و مىگويد :
خل الذنوب صغيرها
و كبيرها فهو التقى
و اصنع كماش فوق ارض
الشوك يحذر ما يرى
لا تحقرن صغيرة
ان الجبال من الحصى
« گناهان را از كوچك و بزرگ ترك كن كه حقيقت تقوا همين است » .
« همچون كسى باش كه در يك زمين پر خار با نهايت احتياط گام بر مىدارد » .
« گناهان صغيره را كوچك مشمر كه كوهها از سنگ ريزهها تشكيل مىشود » ( 2 ) .
ضمنا از اين تشبيه به خوبى استفاده مىشود كه تقوا به اين نيست كه انسان انزوا و گوشه گيرى انتخاب كند ، بلكه بايد در دل اجتماع باشد و اگر اجتماع آلوده بوده خود را حفظ كند .
در هر صورت اين حالت تقوا و كنترل نيرومند معنوى ، روشنترين آثار ايمان به « مبدء » و « معاد » يعنى خدا و رستاخيز است ، و معيار فضيلت و افتخار انسان و مقياس سنجش شخصيت او در اسلام محسوب مىشود تا آنجا كه جمله « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » به صورت يك شعار جاودانى اسلام در آمده است ( حجرات آيه 14 ) .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه خطبه 16 .
( 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى ج اول ص 62 .