( * ( وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً وَأَنَّ اللَّه شَدِيدُ الْعَذابِ ) * ) ( 1 ) .
در اين هنگام پردههاى جهل و غرور و غفلت از مقابل چشمانشان كنار ميرود و به اشتباه خود پى مىبرند ، ولى از آنجا كه هيچ تكيه گاه و پناهگاهى ندارند از شدت بيچارگى بى اختيار دست به دامن معبودان و رهبران خود مىزنند اما « در اين هنگام رهبران گمراه آنها دست رد به سينه آنان مىكوبند و از پيروان خود تبرى مىجويند » ( * ( إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا ) * ) .
« و در همين حال عذاب الهى را با چشم خود مىبينند و دستشان از همه جا كوتاه مىشود » ( * ( وَرَأَوُا الْعَذابَ وَتَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ ) * ) .
بديهى است منظور از معبودها در اينجا بتهاى سنگى و چوبى نيستند ، بلكه انسانهاى جبار و خودكامه و شياطينى هستند كه اين مشركان ، خود را دربست در اختيارشان گذاردند ، و تسليم بىقيد و شرط در مقابل آنها شدند .
اما اين پيروان گمراه كه بىوفايى معبودان خود را چنين آشكارا مىبينند براى تسلى دل خويشتن مىگويند : « اى كاش ما بار ديگر به دنيا باز مىگشتيم تا از آنها تبرى جوييم ، همانگونه كه آنها امروز از ما تبرى جستند » ! ( * ( وَقالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا ) * ) .
اما چه سود كه كار از كار گذشته و بازگشتى بسوى دنيا نيست نظير همين سخن در سوره زخرف آيه 37 به چشم مىخورد ( حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ يا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ) .
« او هنگامى كه در قيامت در محضر ما حضور مىيابد به رهبر گمراه كننده
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران كلمه « لو » را در اينجا براى تمنى دانستهاند ، ولى عده بيشترى آن را « شرطيه » مىدانند ، و در اين صورت جزاى آن محذوف است ، و جمله اى همچون « لراوا سوء فعلهم و سوء عاقبتهم » خواهد بود .