آرى ابراهيم آن مرد فداكار و ايثارگر هنگامى كه نداى فطرت را از درون خود مىشنود كه پروردگار به او فرمان « تسليم باش » مىدهد او تسليم كامل خدا مىشود ، ابراهيم با فكر و درك خود مىيابد و مىبيند كه ستارگان و ماه و خورشيد همه غروب و افول دارند و محكوم قوانين آفرينشند ، لذا مىگويد : اينها خداى من نيستند إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ حَنِيفاً وَما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ : ( 1 ) « من روى خود را به سوى خدايى كردم كه آسمانها و زمين را آفريد و در اين راه عقيده خود را خالص كردم و من از مشركان نيستم » ( سوره انعام آيه 79 ) .
و در آيات گذشته ديديم كه ابراهيم و اسماعيل پس از ساختن خانه كعبه ، نخستين تقاضايى كه از خدا - بعد از تقاضاى قبولى اعمالشان - كردند ، اين بود كه آنها براستى تسليم فرمان او باشند و از دودمان آنها نيز امت مسلمى بپاخيزد .
و در حقيقت نخستين گام براى ايجاد ارزش در انسان ، مساله خلوص و پاكى است و به همين دليل كه ابراهيم خويش را منحصرا تسليم فرمان حق كرد محبوب خدا شد و خدا او را برگزيد و به همين عنوان ، او و مكتبش را معرفى كرد .
همه كارهاى ابراهيم از آغاز زندگى تا پايان كم نظير بود ، مبارزه پىگير او با بت پرستان و ستاره پرستان و در دل آتش قرار گرفتنش كه حتى دشمن سر سختش نمرود را تحت تاثير قرار داد و بى اختيار گفت : من اتخذ الها فليتخذ الها مثل إله ابراهيم : « اگر كسى بخواهد خدايى برگزيند بايد مثل خداى ابراهيم برگزيند » ( 2 ) .
همچنين آوردن همسر و فرزند شير خوار در آن بيابان خشك و سوزان ، در آن سرزمين مقدس ، و بناى خانه كعبه و بردن جوانش به قربانگاه ، هر يك نمونه اى
هامش
( 1 ) سوره انعام آيه 79 .
( 2 ) نور الثقلين جلد 3 صفحه 439 .