سپس قرآن اضافه مىكند : « مشركان نادان نيز همان چيزى را مىگفتند كه اينها مىگويند » ( با اينكه اينها اهل كتابند و آنها بتپرست ) ( * ( كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ) * ) .
اين آيه سرچشمه اصلى تعصب را ، جهل و نادانى معرفى كرده ، چرا كه افراد نادان همواره در محيط زندگى خود محصورند و غير آن را قبول ندارند ، به آئينى كه از كودكى با آن آشنا شدهاند هر چند خرافى و بى اساس باشد سخت دل مىبندند ، و غير آن را منكر مىشوند .
در پايان آيه آمده است « خداوند داورى اين اختلاف را در قيامت به عهده خواهد گرفت » ( * ( فَاللَّه يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيه يَخْتَلِفُونَ ) * ) .
آنجا است كه حقايق روشنتر مىشود و اسناد و مدارك هر چيز آشكار است ، كسى نمىتواند حق را منكر شود و به اين ترتيب اختلافات بر چيده خواهد شد ، آرى يكى از ويژگيهاى قيامت ، پايان يافتن اختلافات است .
ضمنا آيه فوق به مسلمانان دلگرمى مىدهد كه اگر پيروان اين مذاهب به مبارزه با آنها برخاستهاند و آئين آنها را نفى مىكنند ، هرگز نگران نباشند ، آنها خودشان را هم قبول ندارند ، هر يك چوب نفى بر ديگرى مىزند ، و اصولا جهل و نادانى سرچشمه تعصب و تعصب سرچشمه انحصارگرى است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠٧