در گرفت ، « رافع بن حرمله » يكى از يهوديان رو به جمعيت مسيحيان كرد و گفت :
آئين شما پايه و اساسى ندارد و نبوت عيسى و كتاب او انجيل را انكار كرد ، مردى از مسيحيان نجران نيز عين اين جمله را در پاسخ آن يهودى تكرار نمود و گفت آئين يهود پايه و اساسى ندارد ، در اين هنگام آيه فوق نازل شد و هر دو دسته را بخاطر گفتار نادرستشان ملامت نمود ( 1 ) .
تفسير : تضادهاى ناشى از انحصارطلبى
در آيات گذشته گوشه اى از ادعاهاى بىدليل جمعى از يهود و نصارى را ديديم آيه مورد بحث نشان مىدهد كه وقتى پاى ادعاى بى دليل به ميان آيد نتيجه اش انحصارطلبى و سپس تضاد است .
مىگويد : « يهوديان گفتند : مسيحيان هيچ موقعيتى نزد خدا ندارند ، و مسيحيان نيز گفتند : يهوديان هيچ موقعيتى ندارند و بر باطلند » ( * ( وَقالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَقالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ ) * ) .
جمله « ليست . . . على شىء » اشاره به اين است كه آنها در پيشگاه خدا مقامى ندارند ، يا اينكه دين و آئين آنها چيز قابل ملاحظه اى نيست .
سپس اضافه مىكند : « آنها اين سخنان را مىگويند در حالى كه كتاب آسمانى را مىخوانند » ! ( * ( وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتابَ ) * ) .
يعنى با در دست داشتن كتابهاى الهى كه مىتواند راهگشاى آنها در اين مسائل باشد اين گونه سخنان كه سرچشمه اى جز تعصب و عناد و لجاج ندارد بسيار عجيب است .
هامش
( 1 ) تفسير « مجمع البيان » و تفسير « قرطبى » و تفسير « المنار » ، ذيل آيات فوق