دعوت مردم نادان و لجوج با چه مشكلات بزرگى روبرو بودند ، گاه معجزات اقتراحى از آنها مىطلبيدند و گاه قدم را فراتر نهاده مشاهده خدا را با چشم ظاهر تقاضا مىكردند و قاطعانه مىگفتند تا چنين درخواستى انجام نگيرد ايمان آوردن محال است ! و هنگامى كه با عكس العمل شديدى از ناحيه پروردگار روبرو مىشدند باز هم مشكل تازه اى پيش مىآمد ، كه اگر لطف خدا نبود ، مقاومت در برابر اين بهانه جوئيها امكان نداشت .
ضمنا اين آيه از آياتى است كه دلالت بر امكان « رجعت » و باز گشت به زندگى در اين دنيا ، دارد ، چرا كه وقوع آن در يك مورد دليل بر امكان آن در ساير موارد است .
بعضى از مفسران اهل تسنن از آنجا كه مايل بودهاند « رجعت و بازگشت به زندگى » را نپذيرند براى آيه فوق توجيهى ذكر كردهاند و گفتهاند منظور اين است كه « بعد از مردن گروهى از شما در حادثه صاعقه ، خداوند فرزندان و نسلهاى فراوان به شما داد تا دودمانتان منقرض نشود » ! ( 1 ) .
ولى ناگفته پيدا است كه اين تفسير كاملا بر خلاف ظاهر آيه فوق است ، زيرا ظاهر جمله * ( ثُمَّ بَعَثْناكُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِكُمْ ) * : « شما را بعد از مرگتان برانگيختيم » به هيچ وجه با اين معنى سازگار نيست . ( 2 )
هامش
( 1 ) تفسير المنار جلد 1 صفحه 322 .
( 2 ) بعضى از مفسران - چنان كه « آلوسى » در « روح المعانى » نقل كرده - « موت » را در اينجا به معنى بيهوشى گرفتهاند ، و مىگويند بنى اسرائيل از مشاهده آن صاعقه عظيم همگى بيهوش شدند ، سپس به فرمان خدا به هوش آمدند ، بعضى ديگر در توجيه گرى پا را از اين فراتر نهاده و « موت » را به معنى جهل ، و « بعث » را به سنن « تعليم » دانستهاند ! ، ولى دقت در تعبيرات اين آيه و آيات مشابه آن در سوره اعراف به خوبى نشان مىدهد كه اين گونه توجيهات زيبنده يك مفسر حقيقت طلب نيست .