مفهوم ديده مىشود ؟ .
و اما در مورد « خواندن غير خدا » كه در آيات متعددى از آن نهى شده است شك نيست كه مفهومش اين نيست كه مثلا صدا زدن و خواندن كسى به نامش و گفتن يا حسن و يا احمد ممنوع است يا شرك .
در اين نيز نبايد ترديد كرد كه خواندن كسى و درخواست انجام كارى كه در قدرت و توانايى او است نيز نه گناه است و نه شرك ، زيرا تعاون يكى از پايههاى زندگى و حيات اجتماعى است ، تمام پيامبران و امامان نيز چنين كارى داشتهاند ( حتى خود وهابيان هم آن را ممنوع ندانستهاند ) .
آنچه ممكن است مورد ايراد واقع گردد همان است كه خود « ابن تيميه » در رساله « زيارة القبور » متعرض آن شده است :
« حاجتى را كه بنده از خدا مىخواهد اگر چيزى باشد كه جز از خداوند صادر نمىشود هر گاه آن را از مخلوق بخواهد مشرك است ، همانند عبادت كنندگان ملائكه و بتهاى سنگ و چوبى و كسانى كه مسيح و مادرش را به عنوان معبود برگزيده بودند ، مثل اينكه به مخلوق زنده يا مرده بگويد گناه مرا ببخش ، يا مرا بر دشمنم پيروز كن ، يا بيماريم را شفا ده ! . . .
و اگر از امورى باشد كه بندگان نيز قادر بر انجام آن هستند در اين صورت مانعى ندارد كه تقاضاى آن را از انسانى كند ، منتها شرايطى دارد ، زيرا تقاضاى مخلوق از مخلوق ديگر گاه جائز است و گاه حرام . . . پيامبر ص به ابن عباس فرموده هنگامى كه چيزى مىخواهى از خدا بخواه ، و هنگامى كه يارى مىطلبى از خدا يارى بطلب ، تا آنجا كه پيامبر ص به گروهى از يارانش توصيه فرمود هرگز چيزى از مردم نخواهند ، آنها در عمل به اين توصيه تا آنجا پيش رفتند كه اگر تازيانه از دست يكى مىافتاد ( و سوار بر مركب بود ) به كسى نمىگفت اين تازيانه را به من بده ، اين همان تقاضاى مكروه است ، و اما تقاضاى جائز آن
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٤٥