تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
در قسمت اول بايد گفت كه در اين مقايسه مرتكب اشتباه بزرگى شده زيرا : اولا - قرآن صريحا مقام شفاعت را براى جمعى از نيكان و صلحا و انبيا و فرشتگان اثبات كرده است ، همانطور كه در بحثهاى سابق گذشت . منتها آن را منوط به « اذن الهى » دانسته است ، بسيار غير منطقى و مضحك است كه ما بگوئيم خدا چنين مقامى را به او داده ولى ما را از مطالبه اعمال اين موقعيت ، هر چند مشروط به اذن خدا نمائيم نهى كرده است . بعلاوه قرآن مراجعه برادران يوسف را به پدر ، و همچنين ياران پيامبر ص را به پيامبر و تقاضاى استغفار از وى را صريحا آورده است . آيا اين يكى از مصاديق روشن درخواست شفاعت نيست ، تقاضاى شفاعت از پيامبر ص با جمله « اشفع لنا عند اللَّه » همان است كه برادران يوسف گفتند « يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا » ( سوره يوسف آيه 97 ) . چگونه چيزى را كه قرآن صريحا مجاز شمرده شرك مىشمرند و معتقد به آن را مشرك و خون و مال او را مباح مىپندارند ؟ ! اگر اين كار شرك بود چرا يعقوب فرزندان خود را از آن نهى نكرد ؟ ! . ثانيا - هيچگونه شباهتى ميان « بت پرستان » و « خدا پرستان معتقد به شفاعت به اذن اللَّه » نيست ، زيرا بت پرستان ، عبادت بتها مىكردند و آنها را شفيع مىدانستند در حالى كه در مورد مسلمانان معتقد به شفاعت ، مساله عبادت شفعاء به هيچوجه مطرح نيست ، بلكه تنها درخواست شفاعت در پيشگاه خدا از آنها مىكنند و همانطور كه خواهيم گفت در خواست شفاعت هيچ ارتباطى به مساله عبادت ندارد . بت پرستان از پرستش خداى يگانه وحشت داشتند و مىگفتند : « أَ جَعَلَ الآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْءٌ عُجابٌ » ( سوره ص آيه 5 ) . بت پرستان بتها را از نظر عبادت در رديف خداوند مىدانستند و مىگفتند :