و بت پرستى ، پرتاب مىكند .
اينها همه نتيجه شفاعت در عرف عام و معنى نادرست آن است .
ولى شفاعت در شكل صحيح و با شرائط و كيفيت و خصوصيات و ويژگيهايى كه در بالا به آن اشاره شد ، هيچيك از اين عيوب را ندارد - سهل است - نقاط مثبت ضد آن را پرورش مىدهد .
اين نوع شفاعت تشويق به گناه نمىكند ، بلكه وسيله اى براى ترك گناه است .
دعوت به سستى و تنبلى نمىكند ، بلكه با ايجاد روح اميدوارى ، نيروهاى انسان را براى جبران خطاهاى گذشته بسيج مىنمايد .
هيچگونه ارتباطى با جوامع عقب افتاده ندارد ، بلكه يك وسيله مؤثر تربيتى براى اصلاح مجرمان و گناهكاران و متجاوزان است .
نه تنها شرك نيست ، بلكه عين توحيد و توجه به خدا و استمداد از صفات او و اذن و فرمان او مىباشد .
باز براى روشنتر شدن اين بحث نظر شما را به تحليل زير جلب مىكنيم :
10 - شفاعت و توحيد :
تفسيرهاى نادرست براى مساله شفاعت ، دو دسته را كه در دو قطب كاملا متضاد هستند به مخالفت با اين موضوع برانگيخته است .
دسته اى كه طرز تفكر مادى دارند و شفاعت را عامل تخدير و خاموش ساختن تلاش و كوششها مىپندارند كه پاسخ آنها مشروحا گذشت .
دسته اى ديگر بعضى از افراطيون مذهبى مانند « وهابيها » و همفكران آنها هستند كه اعتقاد به شفاعت را يك نوع شرك و انحراف از آئين توحيد تصور مىكنند با اينكه طرح اشكال آنها و پاسخ آن بحث را به درازا مىكشاند و از طرز تفسير خارج مىشويم ولى روى پاره اى از جهات اين امر را لازم مىدانيم :