روانى و يا موجب تحريك حس انتقامجويى از جامعه اى كه او را چنين آلوده كرده است مىگردد ، و به اين ترتيب گناهكار مبدل به يك عنصر خطرناك و كانون ناراحتى براى جامعه مىشود .
اما ايمان به شفاعت روزنه اى به سوى روشنايى به روى او مىگشايد و اميد به آمرزش ، او را به كنترل خويش و تجديد نظر ، و حتى جبران گذشته تشويق مىكند ، حس انتقامجويى در او تحريك نمىگردد و آرامش روانى به او امكان تبديل شدن به يك عنصر سالم و صالح مىدهد .
بنا بر اين اگر بگوئيم توجه به شفاعت به معنى صحيح ، يك عامل سازنده و باز دارنده است كه مىتواند از يك فرد مجرم و گناهكار فرد صالحى بسازد ، گزاف نگفتهايم ، لذا مشاهده مىكنيم كه حتى براى زندانيان ابد ، روزنه شفاعت و بخشودگى در قوانين مختلف دنيا باز گذارده شده است ، مبادا ياس و نوميدى آنها را مبدل به كانون خطرى در درون خود زندانها كند ، و يا گرفتار اختلال روانى سازد ! .
8 - شرائط « سازنده شفاعت »
- با توجه به اينكه شفاعت به معنى صحيح قيود و شرائط فراوانى در چند جهت دارد ، كسانى كه معتقد به اين اصلند براى اينكه مشمول آن شوند ناگزيرند شرائط آن را فراهم سازند ، و از گناهانى همانند ظلم كه اميد شفاعت را به صفر مىرساند بپرهيزند ، برنامه خود را از يك دگرگونى عميق و همه جانبه در وضع خويش شروع كنند ، و براى رسيدن به مقام « ارتضاء » و بر قرار ساختن « عهد الهى » ( به تفسيرى كه گذشت ) از گناه توبه كنند ، و يا حد اقل در آستانه توبه قرار گيرند .
خلافكارى و شكستن سد قوانين الهى را متوقف سازند و يا لا اقل تقليل دهند و ايمان به خدا و دادگاه بزرگ رستاخيز را در خود زنده نگاهدارند و قوانين و مقررات او را محترم بشمرند .