ولى محقق معروف « خواجه نصير الدين طوسى » در كتاب « تجريد الاعتقادات » هر دو را حق مىداند ، و معتقد به هر دو اثر است .
علامه حلى در شرح عبارت او در « كشف المراد » نيز اين عقيده را انكار نكرده بلكه شواهدى براى آن آورده است .
گمان نمىكنيم با توجه به آنچه سابقا در معنى شفاعت از نظر ريشه لغوى و هم از نظر مقايسه با « شفاعت تكوينى » گفته شد ترديدى باقى بماند كه عقيده محقق طوسى به واقعيت نزديكتر است .
زيرا از يك سو در روايت معروفى كه از امام صادق ع نقل شده مىخوانيم :
« ما من احد من الاولين و الاخرين الا هو محتاج الى شفاعة محمد ( ص ) يوم القيامه » ( 1 ) ( طبق اين حديث همه مردم نيازمند به شفاعت پيامبرند ) .
و به اين ترتيب حتى كسانى كه از گناه توبه كردهاند و جرم آنها بخشوده شده ، باز نياز به شفاعت دارند ، و اين در صورتى ممكن است كه اثر شفاعت دو جانبه باشد و افزايش مقام را نيز شامل شود .
و اگر در بعضى از روايات مىخوانيم نيكوكاران نياز به شفاعت ندارند ، منظور نفى آن نوع شفاعت است كه در مورد مجرمان و گناهكاران مىباشد .
از سوى ديگر گفتيم : حقيقت شفاعت ضميمه شدن موجود قويترى به موجود ضعيفتر براى كمك به او است ، اين كمك ممكن است براى افزايش نقاط قوت باشد و نيز ممكن است براى پيرايش نقاط ضعف .
همانطور كه در شفاعت تكوينى و موجوداتى كه در مسير تكامل و پرورش قرار دارند نيز اين دو جنبه مشهود است : گاهى موجودات پائينتر نيازشان به عوامل نيرومندتر و برتر براى از ميان بردن عوامل تخريب است ( همانند نياز گياه به نور آفتاب براى از بين بردن آفات ) و گاه براى افزودن نقاط قوت و پيشرفت مىباشد
هامش
( 1 ) به نقل بحار الانوار و كتابهاى ديگر .