حتى پيروان « ابن تيميه » ( متوفاى سال 728 هجرى ) و محمد بن عبد الوهاب ( متوفاى سال 1206 ) كه در اين گونه مسائل سختگيرى و تعصب و لجاجت خاصى دارند به تواتر اين روايات اعتراف كردهاند ! در كتاب « فتح المجيد » تاليف « شيخ عبد الرحمن بن حسن كه از معروفترين كتب « وهابيه » است ، و هم اكنون در بسيارى از مدارس دينى « حجاز » به عنوان يك كتاب درسى شناخته مىشود ، از « ابن قيم » چنين نقل شده : « احاديث در زمينه شفاعت مجرمان از پيامبر ص متواتر است ، و صحابه او و اهل سنت عموما اجماع بر اين موضوع دارند ، و منكر آن را بدعتگذار مىدانند و به او انتقاد مىكنند و او را گمراه مىشمرند » ( 1 ) .
اكنون پيش از آنكه به بحث در باره اثرات اجتماعى و روانى شفاعت بپردازيم و ايرادهاى چهارگانه را در شعاع فلسفه شفاعت مورد بررسى قرار دهيم نگاهى به آثار معنوى آن از نظر منطق خدا پرستان و معتقدان به شفاعت مىكنيم كه اين نگاه روشنگر بحث آينده در زمينه واكنشهاى اجتماعى و روانى اين مساله خواهد بود ( 2 ) .
در ميان علماى عقائد اسلامى در زمينه چگونگى تاثير معنوى شفاعت گفتگو است : جمعى كه بنام « وعيديه » معروف هستند ( آنها كه اعتقاد به خلود مرتكبان گناهان كبيره در جهنم دارند ) معتقدند كه شفاعت اثرى در زدودن آثار گناه ندارد ، بلكه تاثير آن تنها در قسمت پيشرفت و تكامل معنوى و افزايش پاداش و ثواب است .
در حالى كه « تفضيليه » ( آنها كه اعتقاد به خلود اصحاب كبائر ندارند ) معتقدند شفاعت در زمينه گناهكاران است ، و اثرش سقوط مجازات و كيفر مىباشد .
هامش
( 1 ) فتح المجيد صفحه 211 .
( 2 ) توجه داشته باشيد كه در اينجا با منطق خاص علماى عقائد بحث مىكنيم .