3 - باز در حديث پر معنى ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم : « اذا كان يوم القيامه بعث اللَّه العالم و العابد ، فاذا وقفا بين يدى اللَّه عز و جل قيل للعابد انطلق الى الجنة ، و قيل للعالم قف تشفع للناس بحسن تاديبك لهم » : « در روز رستاخيز خداوند « عالم » و « عابد » را بر مىانگيزد به عابد مىگويد تنها به سوى بهشت رو اما به عالم مىگويد براى مردمى كه تربيت كردى شفاعت كن » ! ( 1 ) .
در اين حديث پيوندى در ميان « تاديب عالم » و شفاعت او نسبت به شاگردانش « كه مكتب او را درك كردهاند ديده مىشود كه مىتواند پرتوى به روى بسيارى از موارد تاريك اين بحث بيفكند .
بعلاوه اختصاص شفاعت كردن به عالم و نفى آن از عابد نشانه ديگرى است از اين كه شفاعت در منطق اسلام يك مطلب قرار دادى و يا پارتىبازى نيست بلكه يك مكتب تربيتى است و تجسمى است از تربيت در اين جهان .
6 - تاثير معنوى شفاعت :
آنچه در مورد روايات شفاعت آورديم قسمت كمى از بسيار بود ، كه بخاطر نكات خاصى كه متناسب با بحث مادر آنها بود انتخاب گرديد ، و گر نه روايات شفاعت به مرحله تواتر رسيده است .
« نووى » شافعى ( 2 ) در شرح « صحيح مسلم از « قاضى عياض » دانشمند معروف اهل تسنن نقل مىكند كه مىگويد شفاعت متواتر است ( 3 ) .
هامش
( 1 ) اختصاص مفيد بنقل بحار ج 3 ص 305 .
( 2 ) نام او يحيى بن شرف از علماى قرن هفتم هجرى است و چون در شهرك « نوى » نزديك دمشق متولد شد به نووى معروف است .
( 3 ) بحار جلد 3 صفحه 307 .