و آفرينش ( علاوه بر عالم تشريع ) نيز فراوان ديده مىشود ، نيروهاى قويتر اين جهان به نيروهاى ضعيفتر ضميمه شده و آنها را در مسير هدفهاى سازنده پيش مىبرند ، آفتاب مىتابد و باران مىبارد و بذرها را در دل زمين آماده مىسازد تا استعدادهاى درونى خود را به كار گيرند ، و نخستين جوانه حيات را بيرون فرستند پوست دانهها را بشكافند و از ظلمتكده خاك سر بر آورده به سوى آسمان كه از آن نيرو دريافت داشتهاند پيش بروند .
اين صحنهها در حقيقت يك نوع شفاعت تكوينى در رستاخيز زندگى و حيات است ، و اگر با اقتباس از اين الگو نوعى از شفاعت در صحنه « تشريع » قائل شويم راه مستقيمى را پيش گرفتهايم كه توضيح آن را به زودى خواهيم خواند .
3 - مدارك شفاعت :
اكنون به مدارك اصلى و دست اول در مورد مساله شفاعت مىپردازيم :
در قرآن در باره مساله « شفاعت » ( به همين عنوان ) در حدود 30 مورد بحث شده است ( البته بحثها و اشارات ديگرى به اين مساله بدون ذكر اين عنوان نيز ديده مىشود ) .
آياتى كه در قرآن پيرامون اين مساله بحث مىكند در حقيقت به چند دسته تقسيم مىشود :
گروه اول - آياتى است كه بطور مطلق شفاعت را نفى مىكند مانند :
« أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيه وَلا خُلَّةٌ وَلا شَفاعَةٌ » ( بقره 254 ) و مانند « * ( وَلا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ ) * » ( بقرة : 48 › .
در اين آيات راههاى متصور براى نجات مجرمان غير از ايمان و عمل صالح چه از طريق پرداختن عوض مادى ، يا پيوند و سابقه دوستى ، و يا مساله شفاعت نفى شده است .