كه آنها زيور آلات و اسلحه مرده را با او دفن مىكردند تا در زندگى آينده اش از آن بهره گيرد ! ( 1 ) .
قرآن و مساله شفاعت :
بدون شك مجازاتهاى الهى چه در اين جهان و چه در قيامت جنبه انتقامى ندارد ، بلكه همه آنها در حقيقت ضامن اجرا براى اطاعت از قوانين و در نتيجه پيشرفت و تكامل انسانها است ، بنا بر اين هر چيز كه اين ضامن اجراء را تضعيف كند بايد از آن احتراز جست تا جرات و جسارت بر گناه در مردم پيدا نشود .
از سوى ديگر نبايد راه بازگشت و اصلاح را به كلى بر روى گناهكاران بست بلكه بايد به آنها امكان داد كه خود را اصلاح كنند و به سوى خدا و پاكى تقوا باز گردند .
« شفاعت » در معنى صحيحش براى حفظ همين تعادل است ، و وسيله اى است براى بازگشت گناهكاران و آلودگان ، و در معنى غلط و نادرستش موجب تشويق و جرات بر گناه است .
كسانى كه جنبههاى مختلف شفاعت و مفاهيم صحيح آن را از هم تفكيك نكردهاند گاه به كلى منكر مساله شفاعت شده ، آن را با توصيه و پارتىبازى در برابر سلاطين و حاكمان ظالم برابر مىدانند ! و گاه مانند وهابيان آيه فوق را كه مىگويد : « * ( لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ ) * » در قيامت از كسى شفاعت پذيرفته نمىشود بدون توجه به آيات ديگر دستاويز قرار داده و به كلى شفاعت را انكار كردهاند .
به هر حال ايرادهاى مخالفان شفاعت را در چند مطلب مىتوان خلاصه كرد :
1 - اعتقاد به شفاعت روح سعى و تلاش را تضعيف مىكند .
هامش
( 1 ) الميزان جلد 1 صفحه 156 .