تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
اسلاميّت بود ، و نمىتوانست با دشمنان واقعى اسلام كه به صورت ظاهر مسلمان جلوه مىكنند ، سازش كند . حسين عليه السلام « اپورتونيست » و « سازش كار » نبود كه نان را به نرخ روز بخورد ! و با هر دسته و فرقه‌اى ، بند و بست داشته باشد . حسين عليه السلام پاىبند آئين جدّش بود و نمىتوانست احكام آئين او را بلااجراء ببيند و ساكت بنشيند ! حسين عليه السلام « مقبول العامه » ! شدن و وجهه در جامعه پيدا كردن را مىخواهد چه كند ؟ ! در حالى كه دين جدّ او از بين مىرفت ؟ زر و سيم ، كاخ و باغ ، براى حسين عليه السلام و پيروان او ارزشى ندارد و « انّما الدنيا عقيده و جهاد » .

طرز تفكر ما

راه ما ، بنا به دلايل خلل ناپذيرى ، افتخارآميزترين راهى است كه يك بشر متفكر كه تمام جوانب كار و زندگى را در نظر گرفته و ابتدا و انتهاى دورهء حياتش را بررسى كرده ، نمىتواند براى خود ، جز آن را انتخاب كند . اين راه را ، ما بايد برويم ، زيرا وظيفه خود را در قبال عزّت اسلام چنين تشخيص داده‌ايم و مسلّماً در پيشگاه خداى بزرگ هم ، بيش از اندازه دركِ عقلمان ( در مسائل غير تقليدى ) مسئول نخواهيم بود . اين راه ، بايستى پيموده شود و آنچه كه در انتظار رهروان اين راه است يا فتح و پيروزى است و يا شهادت و پرواز به سوى او و وصال