جان خود در راه حق ، در راه خدا ، در نظر ما سخت بى بهاست .
. . . و البته راه ما ، و هدف ما ، راه و هدفى كه در پيش داريم ، بسيار پر نشيب و فراز است ، ولى به قدرى مقدّس و نورانى و خدائى است كه هيچ توافقى با عوامل مادّى و دنيوى ، ظاهرسازى و رياكارى ندارد .
و رهروان و رزمندگان راه حقّ و حقيقت ، دلباختگان اجراى احكام اسلام و قرآن ، در پيشروى در راه پرخطر خويش ، انتظار هيچ تشويق و تقديرى را از هيچ مقامى جز « خدا » ندارند ، زيرا كسى كه عاشق اسلام و تجديد عظمت جهانى مسلمين باشد و اين عشق با تار و پود او آميخته گردد ، احتياج به تشويق و تقريظ ! ندارد .
. . . و هدف و مرام و مقصد ما ، عالىتر از آن است كه منتظر تشويقى باشيم ، يا با تقدير و تقريظى ! شاد و خرّم شويم و هيچ تقدير و تقريظى ، ما را مغرور نمىكند ، چنان كه هيچ فحش و ناسزائى ، تأثير بدى در روحيه و افكار ما ندارد و ما راهى را كه وظيفهء خود تشخيص دادهايم و مىپيمائيم ، تا آخر خواهيم رفت .
و خلاصه : فكر ما و روح ما ، بالاتر از آن است كه با انتقادى ناروا متزلزل و يا با تشويق و تقديرنامهاى ، استوار گردد .
ما اگر به لحاظ سنّى نيز كوچك باشيم ! به لحاظ روحى ، خود را بزرگ مىدانيم و بايد هم از لحاظ روحى و فكرى بزرگ باشيم ، زيرا كه منبع الهامبخش ما قرآن و مكتب اسلام است و قرآن و اسلام بزرگترين و ارجدارترين مكتبها و منبعها را داراست .
بنابراين ، اگر در راه بزرگى قدم گذاشتهايم ، تعجّب ندارد و بايستى
فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 141
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٤١