تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
در اين راه ، چون كوه استوار در مقابل تندباد حوادث بايستيم و تكان نخوريم ، زيرا حسين عزيز عليه السلام هم اينطور بود . اقبال لاهورى باز مىگويد :
عزم او چون كوهساران استوار * پايدار و تند سير و كامكار
و ما هم :
رمز قرآن از حسين آموختيم * زآتش او شعله‌ها اندوختيم

فداى راه او

هر كسى ، هر نيرو و قدرتى كه مىتواند ، عليه ما اقدامى انجام دهد ! ، ما باكى از آنها و اقدامات آنها نداريم ، زيرا مىدانيم : وَ مَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ و اين نيروهاى پوشالى ، اين هو و جنجال‌هاى توخالى ، در مقابل منطق و حق ، مقاومت و ارزشى ندارند و اگر هم در گذشته داشته‌اند ، ديگر نمىتوانند داشته باشند و مردم چشم و گوش دارند ، و مىفهمند كه قضيّه از چه قرار است ! مردم مىفهمند چه افرادى براى حفظ موقعيّت خود از انجام امر به معروف و نهى از منكر ؛ اين دو اصل مسلّمى كه وظيفهء فرد فرد مسلمانان است ، خوددارى مىنمايند . و بر فرض اگر هم نفهمند ، خدا مىداند و مىبيند كه ما جاه و جلال و موقعيّت و وجهه‌اى نمىخواهيم و نظرى جز خدمت به اسلام و مسلمين نداريم كه ما همه چيز را فداى راه او كرده‌ايم و عقيده داريم كه وجهه داشتن ، در زمانى كه وجههء اسلام عملًا از بين رفته و مىرود ، پشيزى ارزش ندارد .