تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلسفه نهضت حسينى (فارسى) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
ما نيز ميدانيم كه اين كارها ، وظيفهء از ما بزرگترها بوده و يك وظيفه كفائى است ، ولى وقتى كه آنها اقدامى نكنند ، براى ما يك وظيفه عينى مىشود و ما هم ، تا آنجا كه مقدورمان باشد ، حقايق را نوشته و منتشر مىسازيم و : « لَا تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلَّا وُسْعَهَا « 1 »
هامش
( 1 ) . اين مقدمه ، پس از اعدام شهيد نواب صفوى و ديگر برادران « فدائيان اسلام » نوشته شد كه در واقع نشان دهندهء روحيهء مبارزه جويى و فدايى اسلامى نويسنده بود . . . و از سوى ديگر ، پاسخى بر بعضى از اهل تحجّر در « تبريز » بود كه « سكوت » در مقابل رژيم حاكم را به عنوان « تقيّه » واجب مىدانستند و حركت يك طلبه نوجوان را ، در مبارزه با مفاسد ، كه با نوشتن و نشر مقالاتى انجام مىگرفت ، برنمىتابيدند ! و حتى هشدار مىدادند كه با اين اقدامات ! - فعاليت فرهنگى - اجتماعى - سياسى - « وجههء » خود را از دست مىدهيم و آن را بر خلاف روش « علماء عظام » ! مىدانستند كه البته واقعيت‌ها چنين نبود و به هرحال ، ما ! عليرغم « صغر سن » - بيش از نيم قرن پيش - به وظيفهء خود ، عمل مىكرديم و با روحيه « فدائى اسلامى » به كار خود ادامه مىداديم و بى ترديد ، شهادت نواب صفوى به دست رژيم ضدّ بشرى پهلوى ، در اين نوع تفكر ، تأثير خاصى داشت . . . محرم 1434 ه . ق - روز عاشورا - تهران ، سيدهادى خسروشاهى .