تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
بدان كه آن محبوب زيباى ابديّت ، گام در نهانخانهء دل تو گذاشته است و تو كسى هستى كه اگر امروز دولت آن رهبر عادل الهى فرا رسيد ، شايستهء زندگى در زير پرچم الهى آن يگانه پيشواى بشريّت مىباشى . آرى ، اينست اميد و انتظار برگرديم و بار ديگر اين سؤال ( بشر به كجا مىرود ) را مطرح نماييم و از ديدگاه منابع اسلامى آن را بررسى كنيم . مقدمتا مىگوييم : اگر بخواهيم به پاسخ حقيقى اين سؤال برسيم ، نخستين قضيه اى كه با ما روياروى خواهد گشت اينست كه اغلب بشر امروزى نمىداند به كجا مىرود ، براى اين كه هدف كلى براى زندگى خود مشخص ننموده است و به همين جهت است كه اميد و انتظار براى يك آينده درخشان هم ندارد . دليل اين مدعا براى مردم آگاه بسيار روشن است ، آن دليل اينست كه اگر چنين هدف كلى را براى آيندهء خود در نظر داشت ، آن را توصيف و تعريف مىكرد و براى وصول به آن هدف نظم و انضباط و طرقى را به راه مىانداخت . ولى هرگز چنين تكاپويى از افراد بشر كه در مديريتهاى حقوقى و سياسى و فرهنگى معمولى زندگى مىكنند ، مشاهده نشده است . البته اين به آن معنى نيست كه بشر در گذرگاه خود نسبت به آينده بىخيال است ، يا هيچ اطلاعى در بارهء آن ندارد و هيچ گونه تصميم و كارى براى زندگى آينده از او ديده نمىشود . زيرا بديهى است كه بشر براى ادامهء حيات خود در اين دنيا كه آينده را دامنهء جبرى ديروز و امروز خود مىبيند ، تلاش مىنمايد ، ولى متأسفانه اين تلاش اغلب براى تأمين گسترش و تعميق زندگى مادى و تجملات آن در آينده و فراگير ساختن موجوديت مادى خود براى زمانهاى نزديك و دور مىباشد ، نه براى تكامل و رشد مغزى و روانى و روحى در آينده . واقعيت جاريه چنين نشان مىدهد كه هر جامعه اى براى آينده نسل نژاد خود و اقليم خود در به دست آوردن نيرومندترين وسايل منفعت و لذت و سلطه گرى تلاش مىكند ، نه براى تكامل آن نسل و نژاد از نظر اصول والاى